گنجور

 
 
 
گنجور را از دست هوش مصنوعی نجات دهید!
جمال‌الدین عبدالرزاق

عشق تو ای نگار بخروار زر خورد

وانرا که زر بود زوصال تو برخورد

طوطی شکر خورد ز چه رو طوطی لبت

شکر همی فشاند و خون جگر خورد

گفتی که جان همی سپرم هیچ باک نیست

[...]

امیرخسرو دهلوی

آن نخل تر که آب ز جوی جگر خورد

بیچاره بلبلی که از آن نخل برخورد

کشت شبت به دست نیاید، وه ای رقیب

جایی که پا گرفت، خدنگ سحر خورد

من بیخود اینچنین ز رخش گشتم، ای حریف

[...]

صائب تبریزی

تنها ز باغ خود چمن آرا ثمر خورد

آن را که باغ نیست ز صد باغ برخورد

با تشنگی بساز که باریکتر شود

هرچند رشته آب گهر بیشتر خورد

در زیر تیغ حادثه ابرو گشاده باش

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه