خاقانی را مپرس کز غم
ایام چگونه میگذارد
وامی که ازین دو رنگ برداشت
از کیسهٔ عمر میگذارد
جوجو ستد آنچه دادش ایام
خرمن خرمن همی سپارد
نی در بن ناخنش زد اندوه
تا نیشکر طرب نگارد
چون دل نبود طرب که جوید؟
چون ناخن نیست سر چه خارد
خوناب جگر خورد چه سود است
چون غصهٔ دل نمیگوارد
با این همه از سرشک بر رخ
لله الحمد، مینگارد



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: خاقانی در این شعر به رنج و غمهایی که از گذر ایام بر او روا میشود اشاره میکند. او بیان میکند که زندگی مانند وامی است که از عمر میگذارد و زمان به سختی میگذرد. احساس میکند که باوجود همه دردها، طرب و شادمانی واقعی برایش دور از دسترس است. هرچند دلش از غم میفشارد، اما همچنان امید را در چهرهاش میبیند و از آن به خداوند شکر میگوید.
هوش مصنوعی: از خاقانی نپرس که چطور از درد و غم روزگار میگذرد.
هوش مصنوعی: خاقانی دربارهٔ دلتنگی و غصههایی که در زندگی تجربه کرده، میگوید که این غمها و رنجها (دو رنگ) را از عمرش برداشته و اکنون در حال گذراندن زندگی است.
هوش مصنوعی: از آنچه ایام به او داده، جمعآوری کرده و مثل خرمن (محصول) در کنار هم میگذارد.
هوش مصنوعی: اندوههای درون دل به جایی رسیده که مانند نی در انتهای ناخن، باعث ایجاد درد و رنج میشود و در نتیجه نمیتواند شادی و سروری شبیه نیشکر تولید کند.
هوش مصنوعی: وقتی دل شادابی و شوقی ندارد، دیگر از چه چیزی باید سرور و شادی خواست؟ همانطور که وقتی چیزی نیست که به ناخن بخورد، دیگر چه نیازی به زخمیکردن آن است؟
هوش مصنوعی: چرا باید از جگر خون گریه کرد وقتی غصهٔ دل همچنان باقی است و گوارا نمیشود؟
هوش مصنوعی: هرچند که از درد و غم رنج میکشم و اشک بر چهره میریزم، اما به خاطر نعمتهای خداوند، سپاسگزار او هستم.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
آدینه مزاج زهره دارد
چون آمد لهو و شادی آرد
ای زهره جمال باده درده
کامروزم باده به گوارد
بر یاد خدایگان عالم
[...]
دریا دیدی که کوه بارد
شمشیر بر آن صفت گذارد
عبدالرحمن به نوک پیکان
بر دیده مشتری نگارد
پندار که آفتاب میغ است
[...]
با آینهٔ ضمیر مخدوم
خواهد که نفس زند نیارد
مجد الدین افتخار اسلام
که اسلام بدو تفاخر آرد
بحری است نهنگ سار کلکش
[...]
بستانَد ازین بدان سپارد
گه مایه برد گهی بیارد
بیچاره کسی که می ندارد
غوره به سلف همیفشارد
بیچاره زمین که شوره باشد
وین ابر کرم بر او نبارد
باری دل من صبوح مستست
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.