ای زیر نقاب مه نموده
ماه من و عید شهر بوده
از مقنعه ماه غبغب تو
صد ماه مُقنَّعم نموده
باد سر زلفت از سرآغوش
دستار سر سران ربوده
دُردانهٔ عِقد عنبرینت
خونین صدف از دلم گشوده
تو سوده به پای غم دلم را
من آتش غم به دست سوده
از شورش آه من همه شب
بادام تو دوش ناغنوده
وز نالهٔ زیور تو تا روز
من نالهٔ خویش ناشنوده
ای طعنه زده به دیگرانم
در کاهش جان من فزوده
خاقانی اسیر دیگران نیست
هم عشقت و گرگ آزموده



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به توصیف معشوقی میپردازد که با زیبایی و جذابیت خود، دل او را تسخیر کرده است. او به ماه و نور او به عنوان نماد زیبایی اشاره میکند و از درد و غم ناشی از عشق خود سخن میگوید. شاعر به نحوی عاطفی و ملتهب از زخمهای عشق و تنهایی خود میگوید و احساس میکند که هیچکس جز معشوق نمیتواند درککننده درد او باشد. در نهایت، او بر سرشت عاشقانهاش و مختص بودن احساساتش تأکید میکند.
هوش مصنوعی: ای تو که زیر نقاب خود، چهرهات مانند ماه است و عید شهر به شمار میروی.
هوش مصنوعی: ماه زیبای تو، با مقنعهاش، به گونهای غبغب (یا چانههای برجسته) به خود گرفته که صدها ماه دیگر را تحت تأثیر قرار میدهد و زیبایی آنها را تحتالشعاع قرار میدهد.
هوش مصنوعی: نسیم زلف تو، از آغوش دستار (پوششی بر سر) سران بیخبر است و آن را ربوده است.
هوش مصنوعی: دُردانهٔ عِقد عنبرینت، که اشاره به جواهراتی با ارزش دارد، به خاطر عشق و احساساتی که نسبت به تو دارم، همچون مرواریدی در صدف، دلم را زخمزده و گشوده کرده است.
هوش مصنوعی: تو به غم پای من نشستهای و من در دست خود آتش غم دارم.
هوش مصنوعی: آه من به قدری شوری دارد که همه شب، بادام تو (دوست یا محبوب) را نالهوار و آرام به خواب میبرد.
هوش مصنوعی: از صدای نالهها و گریههای من برای زیبایی تو، تا روزی که روزگار من به پایان برسد، هیچکس صدای نالهٔ من را نشنیده است.
هوش مصنوعی: تو که به من طعنه میزنی، باعث شدهای جانم بیشتر در درد و رنج بیفتد و سنگینتر شود.
هوش مصنوعی: خاقانی میگوید که او تحت تأثیر دیگران قرار نگرفته و نمیتواند عشق تو را به راحتی فراموش کند، حتی اگر این عشق مانند گرگ آزموده خطرناک باشد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
شش هفت هزار سال بوده
کین دبدبه را جهان شنوده
ای غالیه گرد ماه سوده
آراسته شمع را زدوده
برداشته نسخه ای ز خورشید
آیینه که روی تو نموده
یک خنده ز لعل شکرینت
[...]
بر وی خالی ز مشک سوده
یارانه ز لطف او نموده
در مهد عدم به رنج بوده
یک لحظه ز رنج ناغنوده
از همت صاحب ستوده
دانشور دانش آزموده
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.