دل جام جام، زهر غمان هر زمان کشد
ناکام جان نگر که چه در کام جان کشد
این کوه زهره دل که نهنگی است بحرکش
در نوش خنده بین که چه زهر غمان کشد
بحر نهنگدار غم از موج آتشین
دود سیاه بر صدف آسمان کشد
مرغان روزگار نگر کاژدهای غم
گنجشک وارشان ز هوا در دهان کشد
و آن کو به گوشهای ز میانه کرانه کرد
هم گوشهٔ دلش ستم بیکران کشد
مسکین درخت گندم از اندیشهٔ ملخ
ایمن نگردد ارچه سرش صد سنان کشد
خاقانی ار زبان ز سخن بست حق اوست
چند از زبان نیافته سودی زیان کشد
هرچند سوزیان زبان است گرم و خشک
خط بر خط مزور این سوزیان کشد
نای است بیزبان به لبش جان فرودمند
بر بط زبان وراست عذاب از زبان کشد
گر محرمان به کعبه کفن بر کتف کشند
او بر در خدای کفن در روان کشد
از زرق دوستان تبع دشمنان شود
بر فرق دشمنان رقم دوستان کشد
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به عمق اندوه و غم انسانها اشاره دارد. شاعر از ناکامیها و دردهای زندگی سخن میگوید و توصیف میکند که چگونه این دردها مانند زهر در دل و جان انسانهاست. او به تصویر کشیدن غم و رنج در طبیعت و زندگی روزمره میپردازد؛ از درختان که تحت تأثیر ملخها هستند تا مرغان که غم را در دل دارند. در نهایت، شاعر به این نکته اشاره دارد که حتی در جمع دوستان، انسان ممکن است با دشمنیها مواجه شود و در این شرایط نیز غم و اندوه ادامه دارد. این شعر به خوبی احساسات عمیق انسانی را در مواجهه با مشکلات زندگی به تصویر میکشد.
هوش مصنوعی: دل مانند جامی است که هر لحظه زهر غم را به جان میکشد و در این میان، تنها ناکامی نصیب انسان میشود. حال ببین که چه چیزهایی را به جان خود میپذیرد.
هوش مصنوعی: این کوه باطنی مانند یک نهنگ بزرگ در دریای احساسات است. در خندهای که از دلش بیرون میآید، به خوبی میتوانی مشاهده کنی که چه غمهای عمیقی را تجربه کرده است.
هوش مصنوعی: دریای پر از نهنگ، غم را از تلاتم شعلهوار دود سیاه بر روی صدف آسمان میریزد.
هوش مصنوعی: پرندگان روزگار را ببین که چگونه دلتنگیها و غمهایشان همچون گنجشکی کوچک آنها را به سمت زمین میکشد.
هوش مصنوعی: هر کس که در جایی دور از مرکز زندگی کند و از زندگی عادی فاصله بگیرد، در دلش درد و رنجی بیپایان تحمل خواهد کرد.
هوش مصنوعی: درخت گندم حتی اگر خیلی محکم و مقاوم باشد، باز هم از فکر و آسیب ملخها در امان نیست، هرچند که هزاران نیزه به سمتش پرتاب شود.
هوش مصنوعی: اگر خاقانی زبانش را از سخن گفتن باز دارد، حق با اوست؛ زیرا اگر زبان نتواند چیزی بگوید، نه سودی دارد و نه زیانی خواهد داشت.
هوش مصنوعی: با وجودی که سخنان سوزان و داغ است، اما آنها به طرز فریبی خط به خط بر روی کاغذ مینویسند.
هوش مصنوعی: این شعر به توصیف نای (آلات موسیقی) میپردازد که خودش قادر به گفتن چیزی نیست، اما صدای جان و احساسات در آن جاری است. نای با اینکه بیزبان است، اما عذبهای عمیق را از دل نشان میدهد و از زبان خود، بیانگر درد و رنج میشود. در واقع، نای به وسیلهی صداهایش، احساسات و عواطف انسانی را منتقل میکند.
هوش مصنوعی: اگر رازداران و دوستان نزدیک به خانهی خدا به خود کفن بپوشند، او (عاشق) با عشقش به درگاه حق، همچنان با جانش روان به سوی او میرود.
هوش مصنوعی: دوستیها گاهی میتواند به دشمنی تبدیل شود و در عوض، دشمنیها نیز ممکن است به تلهای برای دوستان تبدیل شوند. در واقع، روابط انسانی پیچیده است و گاهی آنچه که در ظاهر دوستانه است، در باطن ممکن است ناخواسته به ایجاد تنش و دشمنی بینجامد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
خاقانی ار زبان ز سخن بست حق اوست
چند از زبان نیافته سودی زیان کشد
گو محرمان بخرده کفن بر کتف کشند
او بر در خدای کفن بر روان کشد
نای است بیزبان به لبش جان فرو دمند
[...]
پیوسته ابرویت دل این ناتوان کشد
مردم کمان کشند و مرا آن کمان کشد
هرجنس را که هست کشد دل به جنس خویش
زآنت کمند مو طرف آن میان کشد
فرهاد نقش یار خود ار بر زدی به سنگ
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.