دل از گیتی وفاجویی ندارد
که گیتی از وفا بویی ندارد
به دلجویان ندارد طالع ایام
چه دارد پس که دلجویی ندارد
وفا از شهربند عهد رسته است
که اینجا خانه در کویی ندارد
سلامت نزد ما دور از شما مرد
دریغا مرثیت گویی ندارد
جهان را معنی آدم به جای اَست
چه حاصل آدمی خویی ندارد
اگر صد گنج زر دارد چه حاصل
که سختن را ترازویی ندارد
مکش چندین کمان بر صید گیتی
که چندان چرب پهلویی ندارد
نشاید شاهدی را کرم پیله
که بیش از چشم و ابرویی ندارد
چه بینی از عروسان بربری ناز
که الا فرق و گیسویی ندارد
بنازد بر جهان خاقانی ایراک
جهان امروز چون اویی ندارد
از آن در عدهٔ عزلت نشسته است
که از زن سیرتان شویی ندارد
که از سنجاب شب تا قاقم روز
دواج همتش مویی ندارد
دل خاقانی این زخم فلک راست
که آن چوگان جز این گویی ندارد



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به ناوفایی و عدم وفای جهان اشاره میکند و از دل دردناک خود میگوید. او معتقد است که وفا و صداقت در دنیای کنونی وجود ندارد و آدمی در این دنیا حتی با وجود ثروت و دارایی، حس واقعی خوشبختی را نمیتواند پیدا کند. همچنین، شاعر به تنهایی و عزلت خود اشاره کرده و حسرت زمانهای را دارد که انسانها دیگر به ارزشهای اصیل انسانی توجه نمیکنند. به طور کلی، این شعر حس نومیدی و فقدان احساسات واقعی در زندگی انسانی را به تصویر کشیده است.
هوش مصنوعی: دل از دنیا به وفای واقعی چیزی نمیرسد، زیرا دنیا خود از وفا و صداقت بویی نبرده است.
هوش مصنوعی: سرنوشت روزگار به کسانی که دلجویی میکنند، هیچ کمک نمیکند. پس چه چیزی باقی میماند وقتی که دلجویی در این عالم وجود ندارد؟
هوش مصنوعی: وفا از دلبر یا یار دور شده و دیگر در این شهر خبری از آن نیست؛ زیرا اینجا هیچ نشانهای از وفاداری وجود ندارد.
هوش مصنوعی: سلامتی و خوشی در نزد ما، در دوری از شما، مردی وجود ندارد که برای شما مرثیهسرایی کند و غمانگیزی شما را بیان کند.
هوش مصنوعی: جهان به خاطر وجود انسان معنا پیدا میکند، اما چه فایده دارد اگر انسان دارای خوی نیک و اخلاق پسندیده نباشد؟
هوش مصنوعی: اگر کسی صد گنج زر (ثروت) داشته باشد، چه فایده دارد، در حالی که در این دنیا (سختن) معیار و وزنی برای ارزشگذاری رفتارها و کردارهای انسان وجود ندارد.
هوش مصنوعی: دنیا مانند یک شکار است که نمیتوان روی آن زیاد حساب کرد، زیرا به اندازهای که ارزش داشته باشد، جذابیت و زیبایی ندارد.
هوش مصنوعی: شایسته نیست که به چشمان و ابروهای زیبای یک معشوق، مانند پیلهای که کرم در آن میتند، ارزش داده شود چرا که او بیشتر از جمال ظاهریاش ندارد.
هوش مصنوعی: عروسان بربری ناز را فقط به خاطر فرقی که در سر و گیسویشان دارند میبینی، در حالی که چیز دیگری جز این زیبایی ظاهری ندارند.
هوش مصنوعی: خاقانی به زیبایی هنری و فضیلتهای خود در شعر اشاره میکند و میگوید در حال حاضر هیچ کس در جهان به اندازه او شاعری با talent و تواناییهای خاص ندارد.
هوش مصنوعی: خاقانی اشاره میکند به کسی که در گوشهنشینی و تنهایی است و از زنی که او را آرامش خاطر میبخشد، بینصیب است. به بیان دیگر، این فرد نمیتواند به دور از زندگی اجتماعی و شاد بودن، در کنار زنان لذت ببرد و از آنها بهرهمند شود.
هوش مصنوعی: خاقانی در این بیت به این موضوع اشاره میکند که از شب تا صبح، یعنی از آغاز شب تا پایان روز، او هیچ اراده و قدرتی برای انجام کارهای مهم ندارد. به عبارتی دیگر، او به قدری تحت فشار و ناامیدی قرار دارد که حتی برای انجام کوچکترین تلاشها هم توانایی ندارد.
هوش مصنوعی: دل خاقانی از زخمهای ناشی از حوادث و بدبختیهایی که فلک (سرنوشت) به او زده، دردمند است و گویی چارهای جز این خیال (فکر) ندارد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
میخواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
دلت خاقانیا زخم فلک راست
که آن چوگان جز این گویی ندارد
ز جیب مه قوارهات زیبد از سحر
که بابل چون تو جادویی ندارد
ازین هر هفت کردهٔ هفت دختر
[...]
زمانه چون تو دلجویی ندارد
فلک مثل تو مهرویی ندارد
بنامیزد نسیمی کان تو داری
گل سوری ازان بویی ندارد
چو بدخویی کند چشم تو با من
[...]
چو چشمت هیچ آهوئی ندارد
که چشمت هیچ آهوئی ندارد
خجل شد از گل روی تو لاله
که رنگی دارد و بوئی ندارد
از آن دارد سر اندر پیش نرگس
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.