سخن با او به مویی درنگیرد
وفا از هیچ رویی درنگیرد
زبانم موی شد ز آوردن عذر
چه عذر آرم که مویی درنگیرد
غلامش خواستم بودن، دلم گفت
که این دم با چون اویی درنگیرد
چه جویی مهرِ کینجویی که با او
حدیث مهرجویی درنگیرد
بر آن رخ اعتمادش هست چندانک
چراغ از هیچ گویی درنگیرد
ازین رنگین سخن خاقانیا بس
که با او رنگ جویی درنگیرد



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به وصف عشق و وفا میپردازد و میگوید که صحبت با معشوق و بیان احساسات در برابر او بیفایده است، زیرا او محبت و وعدههایش را نمیپذیرد. او از زبانش به عنوان ابزاری یاد میکند که حتی نمیتواند برای عذرخواهی بکار برود، زیرا معشوقش آنقدر بیاعتناست که هیچ دلیلی نمیتواند او را متوقف کند. شاعر همچنین به تلاش خود برای محبت اشاره میکند و این که شعف و شوق او با وجود عشق، در برابر این بیوفایی ناتوان است. در نهایت، او به عدم تأثیر کلامش در عشق میپردازد و بیان میکند که حتی زیباییهای کلامش هم نمیتواند بر دل معشوق تأثیر بگذارد.
هوش مصنوعی: صحبت کردن با او به اندازهٔ یک تار مو هم وقت نمیبرد و وفا از هیچ سمتی تردید نمیکند.
هوش مصنوعی: زبانم به اندازهٔ مویی نازک و ضعیف شده است و نمیتواند عذری از من بیاورد، چرا که چنین عذری بیفایده است و هیچ تأثیری ندارد.
هوش مصنوعی: من خواستم که غلام او باشم، اما دلم میگوید که لحظهای با کسی مانند او نمیتوانم بمانم.
هوش مصنوعی: چرا به دنبال دوستی هستی که در دلش محبت و عشق وجود ندارد و با او نمیتوان درد دل کرد؟
هوش مصنوعی: به اعتماد زیبایی او، نور چنان پایداری دارد که هیچ چیزی نمیتواند بر آن تاثیر بگذارد یا آن را خاموش کند.
هوش مصنوعی: میگوید از این سخنهای رنگین و زیبا که خاقانی گفته، به قدری الهام میگیرم که مانند رنگی که به سرعت محو میشود، وقت را هدر نمیکنم و درنگ نمیکنم.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.