گنجور

 
کمال‌الدین اسماعیل
 

دل که با یادش آشنا گردد

گر بیهوده ها چرا گردد؟

مرد این راه آنکس است که او

همه پیرامن بلا گردد

غرقه در آب چشم خود شب و روز

همچنان چرخ آسیا گردد

همچو خورشید آسمانی باش

ذرّه باشد که در هوا گردد

کار خود با وکیل لطف گذار

تا همه حاجتت روا گردد

نخورد غم به لذّت فانی

هر که او عاشق بقا گردد

به قراضات ننگرد آن کس

که خداوند کیمیا گردد

هر که گردن به بندگی بنهد

بر همه کام پادشا گردد

پای خود استوار کن زان پیش

که ز دستت عنان رها گردد

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

format_list_numbered_rtl حذف شماره‌ها | وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون) | search شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: سیاوش جعفری | linkرونوشت نشانی | content_copyرونوشت متن | share

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

music_note معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

photo_camera پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، support راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.