گنجور

شمارهٔ ۹۴ - ایضاً له

 
کمال‌الدین اسماعیل
کمال‌الدین اسماعیل » قطعات
 

دل که با یادش آشنا گردد

گر بیهوده ها چرا گردد؟

مرد این راه آنکس است که او

همه پیرامن بلا گردد

غرقه در آب چشم خود شب و روز

همچنان چرخ آسیا گردد

همچو خورشید آسمانی باش

ذرّه باشد که در هوا گردد

کار خود با وکیل لطف گذار

تا همه حاجتت روا گردد

نخورد غم به لذّت فانی

هر که او عاشق بقا گردد

به قراضات ننگرد آن کس

که خداوند کیمیا گردد

هر که گردن به بندگی بنهد

بر همه کام پادشا گردد

پای خود استوار کن زان پیش

که ز دستت عنان رها گردد

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: سیاوش جعفری | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام