گنجور

برای پیشنهاد تصاویر مرتبط با اشعار لازم است ابتدا با نام کاربری خود وارد گنجور شوید.

ورود به گنجور

 
کمال‌الدین اسماعیل
 

ای لطف تو آب زندگانی

وی ذات تو عالم معانی

در چشم خرد ز روی معنی

بایسته تری ز زندگانی

در طبع هنر ز راه صورت

شایسته تری ز شادمانی

ننهفته ز منهی ضمیرت

اجرام سپهر سوزیانی

دیدار تو از خوشیّ و راحت

چون دولت و مستی و جوانی

مهر تو مرا چو جان عزیزست

از کف ندهم برایگانی

از دل باشد دعای خادم

نه چون دگران سر زبانی

تشریف رهی نداد این بار

کلک تو به عذر ناتوانی

راضی شدم ار ز ناتوانیست

اندی که نباشد از توانی

بر من که سبک دلم ز شوقت

از بهر چه کرد سرگرانی؟

گفتی که دعا نمی نویسی

این شیوه به من مبر گمانی

بر بنده نوشتن است و آنرا

دادن به الاغ و کاروانی

لیکن نتواندش نگه داشت

از آفتهای آسمانی

این هم ز شقاوت دعاگوست

گر خدمت او تو می نخوانی

گه گاه ز روی لطف آخر

یاد آر ز بنده گر توانی

گر یاد کنی ز من وگرنه

من آن تو ام دگر تو دانی

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)
منبع اولیه: سیاوش جعفری
برای ویرایش و بهبود متن با نام کاربری خود وارد شوید

معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده استmusic_note

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.