گنجور

 
کمال‌الدین اسماعیل
 

ای که دایم بسر انگشت دها

شیر شیران بکفایت دوشی

وی که در وصف هنرمندی تو

عقل حیران شود از بی هوشی

وی که در وصف مروّت می جود

از کف ساقی همّت نوشی

وی که در شخص امل از سر لطف

هر زمان کسوت دیگر پوشی

روزها شد که نکردی یادم

چه بود موجب این فراموشی؟

گوشکی باز همی دار مرا

کز عزیزیم چو چشم و گوشی

سخت کوشیدم در خدمت تو

در حقم سست چرا می کوشی؟

تا بدین حق نیم احمق دانی

که بود پاسخ من خاموشی

چوب داری و مرا می باید

چه کنم چون سخنم ننیوشی؟

نیست اومید که بخشی بصلت

چشم دارم که بزر بفروشی

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

format_list_numbered_rtl حذف شماره‌ها | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مسدس مخبون محذوف) | search شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: سیاوش جعفری | linkرونوشت نشانی | content_copyرونوشت متن | share

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

music_note معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

photo_camera پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، support راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.