گنجور

 
کمال‌الدین اسماعیل
 

مژده ای دل که کار دیگر شد

و انچه می خواستی میسّر شد

یار از راه جور برگردید

مشفق و مهربان و چاکر شد

کار اگر بسته بد گشایش یافت

عیش اگر زهر بود شکّر شد

دل که چون لفظ او مقیّد بود

هم بسعی خطش محرّر شد

نامه فرمود و دل خوشیها داد

چون که حال منش مقرّر شد

کلک بیمارش احتما بشکست

با من از آنچه بود بهتر شد

اشتهیّ دروغ کرد آغاز

با سر پرسش مزوّز شد

بر گرفتم ز درج درّش مهر

دامنم پر ز درّ و گوهر شد

مردم چه مشم ابن مقلمة وقت

بندۀ آن خط چو عبهر شد

بر بیاض خودش سوادی کرد

که از او چشم جان منوّر شد

دیده بر حرفهاش مالیدم

حالی از اب لطف او تر شد

خط مشکین او چو بر خواندم

مغز جانم ازو معطّر شد

شاخ طبعم گهر ببار آورد

چون کش الفاظ او مصوّر شد

هر چه دشنام و خشم بود از من

به دعا و ثنا برابر شد

کلک او کرده بود عربده زانک

زان معانیش باده در سر شد

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

format_list_numbered_rtl حذف شماره‌ها | وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون) | search شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: سیاوش جعفری | linkرونوشت نشانی | content_copyرونوشت متن | share

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

music_note معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

photo_camera پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، support راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.