گنجور

شمارهٔ ۸۷

 
کمال‌الدین اسماعیل
کمال‌الدین اسماعیل » غزلیات
 

روی از آن خوبتر تواند بود؟

هان بگوئید اگر تواند بود

آنچنان نازک و چنان شیرین

لب نباشد، شکر تواند بود

تیر غمزه چو در کمان آرد

نه همه دل سپر تواند بود

چشم مستش نه آن چنان خفتست

کش ز حالم خبر تواند بود

وانک طرفی بوصل بر بندد

از میانش، کمر تواند بود

وانک بیخ فراق او بکند

رستم زال زر تواند بود

اشک لعل ز عکس چهرۀ اوست

تی ز خون جگر تواند بود

با چنین صبر و دل که من دارم

مشکلم زو گذر تواند بود

بکشم جور او که خار و گلش

همه با یکدگر تواند بود

من که باشم که آن چنانی را

بر در من گدر تواند بود؟

لیک با این همه نیم نومید

تو چه دانی؟ مگر تواند بود

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: سیاوش جعفری | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام