گنجور

شمارهٔ ۸۵

 
کمال‌الدین اسماعیل
کمال‌الدین اسماعیل » غزلیات
 

شاید که دل ز عشق قیامت همی کند

کش آرزوی آن قدر وقامت همی کند

ابله کسی که روی را دید آشکار

وانگه مرا بعشق ملامت همی کند

تا فتنه شد رخ تو نهان گشت عافیت

انصاف زندگی بلامت همی کند

چو دل به عشق او ندهم من؟ مه روی او

بر آفتاب حسن غرامت همی کند

گر بشنود ز من دل من، تو بتش بهست

زین عاشقی مه بس بعلامت همی کند

سرو ار همی نماز برد قامت ترا

آن فرض عین دان که اقامت همی کند

هم آتشست چهرۀ او هم بهشت نقد

گشتست روشنم که قیامت همی کند

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: سیاوش جعفری | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام