گنجور

شمارهٔ ۴۷

 
کمال‌الدین اسماعیل
کمال‌الدین اسماعیل » غزلیات
 

زلف تو کان همه سرها دارد

گوییا هیچ سرما دارد

گرد روی تو چرا حلقه کند

گر نه با ما سر سودا دارد؟

سرکشی چون نکند هندویی

کان همه نعمت و کالا دارد؟

من نگویم که چه دارد زلفت

هر چه دارد همه زیبا دارد

خرمنی مشک فراهم کردست

دامنی عنبر سارا دارد

از لب و عارض و خطّ و دهنت

شکر و عنبر و دیبا دارد

بالش نقره و درج یاقوت

رشتۀ لؤلؤ لالا دارد

بسر تو که ندارد سلطان

آنچه زلف تو بتنها دارد

قد من گشت دو تاتا گویند

کان دو تا زلف تو همتا دارد

نافة مشک اگرش خود بودست

جگر سوخته از ما دارد

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مسدس مخبون محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: سیاوش جعفری | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام