گنجور

شمارهٔ ۲۳

 
کمال‌الدین اسماعیل
کمال‌الدین اسماعیل » غزلیات
 

بیمار فراق تو بحالیست

در دور تو عافیت محالیست

در عهد تو کس نشان ندادست

کآسود کیست پا وصالیست

بر چهرۀ روزهای گیتی

روز من تیره روز، خالیست

رخ چون که و دل ز عشق جو جو

هر عاشقی از تو در جوالیست

در خشم شوی ز هر چه گویم

ای دوست، مرا ز تو سوالیست

بابنده چنینی یا ترا خود

ز افسانۀ عاشقان ملالیست؟

از گردش چرخ هر زمانم

بر دست غم تو گوشمالیست

مه گفت: من و رخ تو، آری

اندر سر هر کسی خیالیست

می بر بندی به زر میان را

با انکه چو من ضعیف حالیست

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: سیاوش جعفری | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام