گنجور

شمارهٔ ۱۵۹

 
کمال‌الدین اسماعیل
کمال‌الدین اسماعیل » غزلیات
 

آخر چه شد که راه جفا برگرفته یی

بی هیچ جرم سایه ز ما برگرفته یی؟

خود در طریق جور محابا نمی کنی

یکبارگی حجاب حیا برگرفته یی

مردی شمرده یی که دلم را شکسته یی

بستر عرق که کوه ز جا برگرفته یی

ما خود بدست غم بدو انگشت کشته ایم

تو هر زه تیغ غمزه چرا برگرفته یی؟

افکندیم بخاک ره آخر چرا؟ چه بود؟

نه خود ز خاک راه مرا برگرفته یی

ما دیده از خطای تو بر هم نهاده ایم

پس تو صواب ما بخطا برگرفته یی

ما دفع روزگار بنام تو می کنیم

تو خود دو مرده تیغ جفا برگرفته یی

بردست خویش بوسه ده اکنون که کشتیم

کالحق سری بزرگ ز پا برگرفته یی

گویی که من ترا ام و خونم همی خوردی

ای ساده دل مرا ز کجا برگرفته یی؟

بر خود نوشته یی بهمه عیبها مرا

وانگه بخطّ خویش گوا برگرفته یی

با خاک ره برابرم از بهر آنکه تو

هستیّ و نیستیم برابر گرفته یی

باری بدانمی که چو بفکنده یی مرا

از روی اختیار کرا برگرفته یی

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: سیاوش جعفری | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام