گنجور

 
کمال‌الدین اسماعیل
 

هر که رخسارش آرزو کردست

گل بر بارش آرزو کردست

بی خودیّ دلم بجای خودست

زانکه دیدارش آرزو کردست

تا گرفتار هجر اوست دلم

مرگ صد بارش آرزو کردست

گو بیا حال من نخست ببین

هر که این کارش آرزو کردست

عشق بی رنج هر که می طلبد

گل بی خارش آرزو کردست

در بر من دلی جگر خوارست

که غم یارش آرزو کردست

می گریزد بسایۀ زلفش

باد گلزارش آرزو کردست

عقل سودای وصل او نپزد

گر چه بسیارش آرزو کردست

اشک چون نار دان که می بارم

چشم بیمارش آرزو کردست

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

nabavar در ‫۳ سال و ۷ ماه قبل، پنج شنبه ۲ فروردین ۱۳۹۷، ساعت ۰۲:۱۳ نوشته:

گل پر بارش آرزو کردست

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.