گنجور

 
کمال‌الدین اسماعیل
 

آنچه عشق تو در جهان کردست

بالله ار دور آسمان کردست

مهر تو با دلم چه کین دارد؟

که دلم برد و قصد جان کردست

آن نه خالت، عکس دیده ما

بر رخ نازکت نشان کردست

هست نام کلاه تو شب پوش

زانکه زلف ترا نهان کردست

آفتاب از رخت سپر بفکند

ورچه صد تیغ بر میان کردست

تا بیاموخت از تو عشوه گری

سالها آسمان دران کردست

بر من آن زلف پیچ پیچ آخر

روی پرچین چرا چنان کردست؟

عشوه ام داده است و بستده جان

راستی را بسی زیان کردست

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
منبع اولیه: سیاوش جعفری
برای ویرایش و بهبود متن با نام کاربری خود وارد شوید

معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده استmusic_note

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

عین. ح در ‫۷ ماه قبل، شنبه ۲۸ فروردین ۱۴۰۰، ساعت ۰۲:۳۳ نوشته:

در بیت سوم به جای «خالت» باید «خال است» باشد

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.