گنجور

شمارهٔ ۱۴۸

 
کمال‌الدین اسماعیل
کمال‌الدین اسماعیل » غزلیات
 

نرگسا! چیستت که پنداری

دوش برخاستی ز بیماری

نیست پیدا ز ناتوانی تو

حالت خواب تو ز بیداری

در خمار شبانه یی زیرا

جام داری و باده نگساری

چشم برره نهاده چون نگری

گر نه در انتظار دلداری؟

از خیار آتش ارتواند جست

تو بعینه از آن نمو داری

ز مردین شمع در زرین لگنی

لیک در حالت نگو ساری

با صبا از سرکرشمه و ناز

خیزد از اشک ابر آزاری

خاک پایی و از دماغ تهی

برشکسته کلاه جبّاری

اشک خیزد زچشم و چشم تو باز

خیزد از اشک ابر آزاری

باد در سر گرفته یی، رسدت

که جوانیّ و خوب وزر داری

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: سیاوش جعفری | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام