گنجور

شمارهٔ ۱۳

 
کمال‌الدین اسماعیل
کمال‌الدین اسماعیل » غزلیات
 

تا دم باد صبا بگشا دست

گرهی از دل ما بگشا دست

هر فتوحی که جهانراست ز گل

همه از باد هوا بگشادست

نقش بدان چمن را همه کار

ار نفسهای صبا بگشادست

لاله پنداری عطّار بهار

نافۀ مشک خطا بگشادست

میزبا نیست چمن خندان روی

غنچه زان بند قبا بگشادست

دل سوسن ز که آزرده شدست

که زبانرا بجفا بگشادست

از تهی دستی، بیچاره چنار

دست خواهش چو گدابگشادست

تا گلش خردکی زر بخشد

پنجه پیشش بدعا بگشادست

ابر را گر نه برو دل سوزست

آبش از دیده چرا بگشادست؟

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مسدس مخبون محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: سیاوش جعفری | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

حسین، ۱ نوشته:

از نفسهای صبا بگشادست
تا گلش خردکه ای زر بخشد

کانال رسمی گنجور در تلگرام