گنجور

شمارهٔ ۱۲۴

 
کمال‌الدین اسماعیل
کمال‌الدین اسماعیل » غزلیات
 

ما حالی از نشاط کناری گرفته ایم

در سر زجام غصّه خماری گرفته ایم

پرورده ایم دشمن جانرا بخون دل

پس لاف می زنیم که یاری گرفته ایم

چندین هزار گلبن شادی درین جهان

ما با غم تو دامن خاری گرفته ایم

دیدم نبهره بود بمعیار مردمی

از دوستی هر که عیاری گرفته ایم

هرگه که دست در سر زلف بتی زدیم

چون نیک بنگری دم ماری گرفته ایم

جز درد دل ز دیده ندیدیم ازین سبب

بر خون دل زدیده کناری گرفته ایم

کردم شمار و در غلطم از همه شمار

عمر خود زهر که شماری گرفته ایم

آیین خوش دلی ز زمانه بر اوفتاد

ما بیهده چرا پی کاری گرفته ایم؟

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: سیاوش جعفری | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام