گنجور

شمارهٔ ۴۱ - وله ایضاً فیه

 
کمال‌الدین اسماعیل
کمال‌الدین اسماعیل » قصاید
 

دعاگو را توقّع بود صدرا

که چون عمری ترا دمساز گردد

بصد ترتیب و تشریف و نوازش

ز دیگر بندگان ممتاز گردد

چو دارد مایه از خاک جنابت

برفعت با فلک انباز گردد

نبود اندر خیال او کزینسان

قرین فقر و جفت آز گردد

بچنگ گوشمال محنت اندر

چنان ابریشم ناساز گردد

هنوزش هست امّیدی که ناگه

در دولت برویش باز گردد

چو اقبال تو بر وی کرد اقبال

سرانجامش به از آغاز گردد

گرش این آرزو گردد محقّق

بدین درگاه با صد ناز گردد

وگرنه زین سپس زحمت نیارد

بهم آن راه کامد باز گردد

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: سیاوش جعفری | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام