گنجور

شمارهٔ ۱۵۲ - و قال ایضاً

 
کمال‌الدین اسماعیل
کمال‌الدین اسماعیل » قصاید
 

صد غمّاز مجد عبّادان

قریة من وراع عبّادان

کژ و خون ریز در دهانش زبان

راست مانند نیش فصّادان

سیه و سخت در زر آویزان

دل او چون محکّ نقّادان

ناتوان گیر چون تب لرزه

بی گنه کش چو تیر صیّادان

همچنان بادیه ببی آبی

کوشد اندر هلاک بی زا دان

مفردات آن چنان که او گیرد

هم نگیرند مهره نّرادان

در بدیّ و ددیّ و بیخردی

دوم او تو هم مر او را دان

در دهانش زبان غمّازان

و اندر ابروش چشم جلاّدان

هم عفا الله امین دین یعقوب

گر چه این فاضلست و او نادان

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: سیاوش جعفری | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام