بحال بد دل از چشم تر افتاد
سیه گردد چو در آب اخگر افتاد
تو گر با این لب شیرین بخندی
بشیر صبح خواهد شکر افتاد
چه خواری کز وفاداری ندیدم
کنم صد شکر کز عالم بر افتاد
هنر کم ورز گیتی باغبانیست
که خواهان نهال بی بر افتاد
ز کوکب جز سیه روزی ندیدم
خوشا بختی که او بی اختر افتاد
گزیدم بند بند نیشکر را
سرانگشت ندامت خوشتر افتاد
حدیث عقل و عشق از من چه پرسی
چراغی بود با صر صر در افتاد
چه چسبانست با دل صحبت عشق
بدست طفل، مرغ بی پر افتاد
کلیم آخر ز بیداد که نالیم
بکشت ما گذار لشکر افتاد


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در غزل به حال دل خویش و اندوهی که از جدایی و وفاداری میکشد، اشاره میکند. او در دردی که از عشق میبرد، لبخند معشوق را مایهٔ شکر و سپاس میداند و میگوید که وفاداریاش به زوال رسیده است. در ادامه، شاعر به ناکامیهای خود در عشق و زندگی اشاره میکند و بیان میکند که خوشبختی را تنها در داشتن عشق میبیند، در حالی که خود را به خاطر اشتباهاتش سرزنش میکند. غزل به تأثیرات دردناک عشق و بیوفایی میپردازد و در نهایت، شاعر با نالهای از بیداد روزگار، به حسرتی عمیق در دل خود اعتراف میکند.
هوش مصنوعی: دل در حالت بدی قرار دارد و وقتی اشک از چشمش میریزد، به مانند ذغالی میشود که در آب افتاده و سیاه و بیجان میگردد.
هوش مصنوعی: اگر تو با این لبهای زیبا و شیرین بخندی، صبحی دلنشین و خوشعطر خواهد آمد.
هوش مصنوعی: هر نوع شرمساری که از وفاداری به دست آوردم، را با خوشحالی پذیرایم، که از دنیای فانی دور افتادم.
هوش مصنوعی: هنر واقعی در جهان مانند باغبانی است که به دنبال درختانی است که میوهای برایش نداشته باشد.
هوش مصنوعی: از ستارهها جز روزگار تلخ چیزی ندیدم. خوشا به حال کسی که این بخت را بدون ستارهای دارد.
هوش مصنوعی: من هر قسمت از نیشکر را با دقت انتخاب کردم و در عوض، بیشتر از اینکه احساس رضایت کنم، حس پشیمانی به سراغم آمد.
هوش مصنوعی: عقل و عشق هر کدام داستانی دارند که من نمیتوانم تمام جزئیات آن را برایت بگویم. اما میتوانم بگویم که ماجرای آن شبیه به این است که یک چراغ با وزش شدید باد درگیر شده است.
هوش مصنوعی: در این بیت، شاعر به ارتباط عاطفی و شیرین گفتوگوهای عاشقانه اشاره کرده و نشان میدهد که حتی یک کودک نیز میتواند از عشق لذت ببرد و به آن درک کند. در عین حال، به تصویرسازی از پرندهای بدون پر اشاره میکند که نماد عدم توانایی یا آسیبپذیری است. این بیان میتواند نشاندهنده پیچیدگیهای عشق و احساسات در شرایط مختلف باشد.
هوش مصنوعی: در نهایت، از ظلم و ستمی که بر ما رفته شکایت میکنیم، زیرا ما به دست آنانی که بر ما حمله کردهاند، آسیب دیدهایم.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
چنان لرزه به دست او برافتاد
که آن نامه ز دست او درافتاد
چو بدمستان به لشگرگه در افتاد
و زو لشگر به یکدیگر برافتاد
چو خسرو را نظر بر قیصر افتاد
بخدمت کردن از مرکب درافتاد
مرا در ملک خود کاری درافتاد
رسیدم با تو کاری دیگر افتاد
چو چشم من بدان مه منظر افتاد
دل مسکین ز دست من درافتاد
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.