گنجور

 
 
 
جشنوارهٔ رزم‌آوا: نقالی و روایتگری شاهنامه
اثیر اخسیکتی

یارب آن روی است با آن زیب و کشّی یا مه است

چشمه آب حیاتش در زنخدان یا چه است

از رخ آیینه‌فامش نیم عکسی بیش نیست

اینکه بر پیشانی خورشید و رخسار مه است

زلف کوتاهش جهانی جان به غارت برد دوش

[...]

ناصر بخارایی

دوش خون از دیده می‌راندم، سرشکم آگه است

زانکه هر شامی به بالین منش منزلگه است

از نسیم خاک کویت خار در پای گل است

وز هوای مهر رویت تاب در روی مه است

شام هجر ما به زلفت راست ناید سر به سر

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه