گنجور

 
جویای تبریزی

مرا بس بود روز دیوان عام

نبی و وصی نبی والسلام

دو ابروی او کرده جا در دلم

که دیده دو شمشیر در یک نیام

دل از صحبت همگنانم رمید

ز عرض کمال و ز طول کلام

به دوری که من گشته ام باده نوش

دهن باز مانده ز خمیازهٔ جام

 
 
پرسش‌های پرتکرار
رودکی

دریغ آن که گرد کرد با رنج

کزو نیست بهر من جز سوتام

هلا رودکی، از کس اندر متاب

بکن هرچه کردْنی‌ست با مدام

که فرغول پدید آید آن روز

[...]

فردوسی

خنیده به هر جای شهرسپ نام

نزد جز به نیکی به هر جای گام

مشاهدهٔ بیش از ۴۲۰ مورد هم آهنگ دیگر از فردوسی
عیوقی

چنین قصه ای را کس از خاص و عام

نگوید بدین وزن و انشا تمام

مشاهدهٔ بیش از ۶۱ مورد هم آهنگ دیگر از عیوقی
مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه