خاکساری را چو نقش پای تا دل بسته ایم
خویش را چون جاده بر دامان منزل بسته ایم
حسنش از طفلی نمک پرورد شور عشق ماست
ما بجای مهره بر گهواره اش دل بسته ایم
شهد ناب از دیده می ریزد سرشک ما به خاک
تا دل خود را به آن شیرین شمایل بسته ایم
تا توان روز جزا با این نشانش یافتن
ما ز خون خود حنا ز دست قاتل بسته ایم
زور وحشت الفت ما را ز کویش نگسلد
دل به تار زلف آن مشکین سلاسل بسته ایم
در حقیقت غنچهٔ گلزار نومیدی بود
اینکه بر نخل حیات خویشتن دل بسته ایم
در پناه دردمندی از حوادث ایمنیم
ما که بر بازوی خود طومار از دل بسته ایم
خامشی مفتاح قفل بستهٔ دلها بود
ما لب خود را برای حل مشکل بسته ایم
حرز ما جویا دل پرمهر شاه اولیاست
رشتهٔ جان را از آن با این حمایل بسته ایم
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر بیانگر عمق عشق و وابستگی شاعر به معشوق است. شاعر خود را به مانند خاکساری که در پی نقش پای معشوق است، توصیف میکند و از دل بستگیهایش به محبوب میگوید. او از احساسات عمیق و شوری که از زمان کودکی نسبت به معشوق دارد، سخن میگوید و دل را به مهرهای در گهواره و حلاوت نازکی که از چشمانش میریزد، تشبیه میکند. شاعر با اشاره به دلبستگیاش، به نشانههای عشق و فراق اشاره میکند و خود را در دامان محبتی میبیند که به او امید و امنیت میبخشد. او در نهایت به خاموشی و نگهداشتن محبت اشاره میکند که موجب میشود دلها قفل ببندند و از طرفی به وجود خصیصهای همچون صداقت و محبت در وجودش افتخار میکند. در کل، این شعر نمادی از عشق پایدار و وابستگی عمیق به معشوق است.
هوش مصنوعی: ما خود را به اندازهی خاکساری به زمین میزنیم و دل را همچون علامت پای بر روی جادهای که به خانه میرسد، متصل کردهایم.
هوش مصنوعی: زیبایی او از دوران کودکی باعث رشد و پرورش شور و عشق در دل ما شده است. ما به جای اینکه مهرههایی در گهوارهاش بگذاریم، دلهای خود را به او پیوند دادهایم.
هوش مصنوعی: اشکهای ما همچون عسل خالص بر زمین میریزد، زیرا دل ما به زیبایی تو وابسته است.
هوش مصنوعی: ما تا روز جزا و برپایی آن، با همین نشانه و علامت، مسیر خود را پیدا خواهیم کرد؛ باید بگویم که برای این هدف، خود را قربانی کرده و از خون خود حنا به عنوان نمادی از مبارزه و مقاومت آماده کردهایم، حتی اگر قاتل ما باشد.
هوش مصنوعی: ترس و هراس از عشق تو هرگز دل ما را از جاده عشق دور نمیکند؛ ما دل خود را به تارهای زلف آن زن سیاهمو گره زدهایم.
هوش مصنوعی: در واقع، امیدهایی که داریم، فقط شبیه غنچههایی در گلزار ناامیدی هستند که ما به زندگیمان اتکا کردهایم.
هوش مصنوعی: ما در سایهی رنج و درد خود از خطرات محفوظ هستیم، زیرا بر روی بازوی خود نشانههای غم و غصه را حمل میکنیم.
هوش مصنوعی: سکوت، کلید قفلهای بسته شده در دلهاست و ما به خاطر حل مشکلات، لبهایمان را بسته نگه داشتهایم.
هوش مصنوعی: ما به محبت و توجه دلنشین اولیا دل بستهایم و جان خود را به این پیوند محکم کردهایم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.