رفتی و بی تو باده کشیدن نسازدم
چون غنچهٔ حباب شکفتن نسازدم
از اضطراب، عقدهٔ دل سخت تر شود
ای وای چون کنم که طپیدن نسازدم
بوی بهار، بیش کند سوز عشق را
در کوچه باغ زلف دویدن نسازدم
سرپنجهٔ مرا به گریان خصومت است
چون دشت غیر شقهٔ دامن نسازدم
پرورده است عشق دلم را به اشک و آه
آب و هوای وادی ایمن نسازدم
جویا بس است آب حیات آبرو مرا
منت ز یار و دوست چو دشمن نسازدم
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این اشعار به حال و هوای دلbroken خود پس از رفتن معشوق اشاره میکند. او میگوید که بدون معشوق نمیتواند از زندگی لذت ببرد و حتی بهترین لحظات هم برایش خالی است. دلش از اضطراب و درد پر شده و نمیداند چگونه با این وضعیت کنار بیاید. عطر بهار حس عشق را در او شعلهورتر میکند و حتی در کوچه و باغ هم نمیتواند احساس آرامش داشته باشد. او به شدت از خصومت و دشمنی دیگران رنج میبرد و احساس میکند عشق او را در آغوش اشک و اندوه بزرگ کرده است. در نهایت میگوید که منتظر محبت و یاری دوستان است، اما دیگر از دشمنی و گزند آنها خسته شده و نمیخواهد به آن فکر کند.
هوش مصنوعی: وقتی تو رفتی، نتوانستم باده بنوشم و از شوق زندگی لذت ببرم؛ مثل غنچهای که نتواند شکفته شود.
هوش مصنوعی: نمیتوانم دیگر این اضطراب را تحمل کنم. فشاری که در دل دارم، بیش از حد زیاد شده و من نمیدانم چه کاری باید انجام دهم تا این حالت را از بین ببرم.
هوش مصنوعی: بوی بهار، عشق را در من بیشتر میکند و در باغهای پر زلف به راه رفتن و شوق ورزیدن مشغولم.
هوش مصنوعی: دست من درگیر دشمنی و کینه است، مانند دشتی که هرگز جدا شده از دامن خود نیست.
هوش مصنوعی: عشق باعث شده است که دل من پرورش یابد، اما هنوز به حالت دلخواه و آرامش در نیامدهام.
هوش مصنوعی: به اندازه کافی از آب حیات، خواهانم که آبرویم را حفظ کند. منت دوست را به جان میخرم و هرگز دشمنی نیفزودهام.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.