شب غم، بی جمالش، ساغر، اخگر بود در دستم
ز هر موجی قدح بال سمندر بود در دستم
سر و سامان دلجمعی است بی سامانی دنیا
پریشان بوده ام تا همچو گل زر بود در دستم
من و می بی تو خوردن وانگهی لاف مسلمانی؟
پیاله بی جمالت، کافرم گر بود در دستم
خوشا روزی که گلچین بهار وصل او بودم
هوا گریان و گل خندان و ساغر بود در دستم
عجب نبود اگر چون روز روشن شد شب وصلش
که جام باده جویا مهر انور بود در دستم


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از غم و اندوه دوری معشوق سخن میگوید و بیان میکند که در شب غم، تنها ساغری از آتشین خاطرات در دست دارد. او احساس بیسامانی در دنیا دارد و آرزو میکند که مانند گل زر، مستحکم و زیبا باشد. از عشق به معشوق خود، به بیسر و سامانیاش اعتراف میکند و میگوید که نوشیدن می بدون حضور او کفر است. شاعر امید دارد که روزی روزگار وصال معشوقش فرا رسد و آن زمان، شادی و سرور را با گل و ساغر به همراه خواهد داشت. با اشاره به روشنایی روز وصال، او انتظار دارد که عشق و زیبایی به زندگیاش بازگردد.
هوش مصنوعی: در شب غم، به خاطر نبودنش، لیوانی در دست داشتم که مانند شعلهای داغ بود. هر بار که به آن نگاه میکردم، یاد طراوت و زیبایی او میافتادم.
هوش مصنوعی: دلجمعی و آرامش من در دنیایی که بیسامان و پریشان است، به این میماند که در دستانم گلی از زر وجود داشته باشد.
هوش مصنوعی: من و تو در حال نوشیدن می هستیم و بعد از آن به چه حقیقتی از مسلمانی میتوانم افتخار کنم؟ اگر پیالهای در دستم باشد که زیبا نیست، برایم کافرانه خواهد بود.
هوش مصنوعی: چه روز زیبایی که در بهار به وصال او رسیدم، در حالی که آسمان بارانی بود و گلها لبخند میزدند، و در دستم جامی بود.
هوش مصنوعی: شگفتی ندارد اگر بعد از شب تار، روزی روشن فرا رسد و من در آن لحظه که به وصالش دست یابم، یک جام پر از باده و عشق در دست داشته باشم.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
در آن شبها که از یاد تو ساغر بود در دستم
ز هر ناخن هلال عید دیگر بود در دستم
ز طوفان حوادث زان نکردن دست و پا را گم
که از رطل گران پیوسته لنگر بود در دستم
به اشک تلخ قانع گشته ام صورت نمی بندد
[...]
به خواب آن طره ی زلف معنبر بود در دستم
چو سر برداشتم دامان محشر بود در دستم
شبی در خواب دیدم غنچه ی لب های می گونش
چو نرگس تا گشودم چشم ساغر بود در دستم
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.