یار مست است امشب و من کامرانم از لبش
میمکم چندان که خون خود ستانم از لبش
بخت بیدار از شکر خوابش مساعد شد مرا
میستانم داد خود تا می توانم از لبش
ناز قاصد برنتابد عالم یک رنگیم
منکه همچون نامه با او همزبانم از لبش
غنچه اش را می توانم گفتن الحق قوت روح
بی تکلف همچو تن بالیده جانم از لبش
بسکه خوناب نیاز و ناز میجو شد بهم
گل کند مانند نی شور فغانم از لبش
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر دربارهٔ عشق و جذابیت باده و لب معشوق است. شاعر در آن احساس شگفتانگیزی را منتقل میکند که از بوسیدن لب معشوق به دست میآورد. او به توصیف حالاتی میپردازد که بخت و شانس به او رو کرده و میخواهد از شیرهٔ لب معشوق استفاده کند. شاعر احساسات عمیق و نیاز به معشوق را بیان میکند و آن را به زیبایی و شیرینی تشبیه میکند. در نهایت، او نشان میدهد که عشق و نیاز به معشوق چقدر میتواند روح را زنده کند.
هوش مصنوعی: امشب دوست در حال مستی است و من از لب او به قدری مینوشم که حتی میتوانم جان خود را هم از او بگیرم.
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که خوشبختی و شانس، به طور ناگهانی و در موقعیتی مناسب به سراغ من آمدهاند. من نیز سعی میکنم تا جایی که میتوانم از لذتها و زیباییهای زندگی بهرهمند شوم و آنها را از دست ندهم.
هوش مصنوعی: قاصد زیبایی را تحمل نمیکند، چون ما یکدست و هموطن هستیم. من مثل یک نامه با او گفتوگو میکنم و از لب او صحبت میکنم.
هوش مصنوعی: میتوانم بگویم که غنچهاش واقعاً نیروی روح را در خود دارد، بیهیچ زحمتی مانند جسمی که پرورش یافته است، جان من از لبان او زنده و سرشار میشود.
هوش مصنوعی: به خاطر نیاز و زیبایی که دارم، آنقدر اشک و ناله میکنم که مثل نی در میآید. صدای فریاد من از درون میجوشد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.