بهره از یاری یاری نیستش
هر که طبع بردباری نیستش
هر که دل در زلف یاری نیستش
یک سر مو اعتباری نیستش
هر که ترک بندگی کرده شعار
گوئیا پروردگاری نیستش
شاهد دنیا جمالش دلرباست
لیک رنگ اعتباری نیستش
بوی خامیش از کباب دل نرفت
آنکه آه شعله باری نیستش
بی نصیب از کاو کاو آنمژه است
هر که در دل خارخاری نیستش
مشت خاکم ما بباد آه رفت
بر دل از جویا غباری نیستش
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به بیان ناچیز بودن ارزشها و زیباییهای ظاهری میپردازد و بر این نکته تأکید میکند که هر چیزی که درونش خلوص و بردباری نباشد، بیمعنا است. او میگوید که عشق واقعی و بندگی پروردگار اهمیت بیشتری دارد و زیباییهای ظاهری فقط فریبنده هستند. در نهایت، شاعر به بیپایه بودن ظواهر و آثار دنیایی اشاره میکند و به جستجوی درون و حقیقت میپردازد.
هوش مصنوعی: هر کس که صبر و شکیبایی ندارد، از یاری دیگران بهرهمند نمیشود.
هوش مصنوعی: هر کسی که در عشق و محبت به معشوقش احساس نکند، حتی یک تار موی او نیز برایش ارزشی ندارد.
هوش مصنوعی: هر کسی که از بندگی و عبادت خداوند دست برداشته، به نوعی نشان میدهد که برای او پروردگاری وجود ندارد.
هوش مصنوعی: زیبایی جهان به خاطر دلربایی اوست، اما این زیبایی به اعتبار و دوام نیست.
هوش مصنوعی: بوی خوش کباب هنوز از دل من نمیرود، زیرا کسی که در دلش آتش شعلهوری دارد، همیشه در یاد و خاطرش میماند.
هوش مصنوعی: هر کسی که در دلش احساسات و عواطف منفی وجود داشته باشد، از محبت و گرمی عشق بینصیب است.
هوش مصنوعی: من همچون دانهای از خاکم که بر اثر وزش باد، به سمت دوردستها میروم و در دل احساس درد و حسرتی عمیق دارم، زیرا دیگر نشانی از آنچه که بودم وجود ندارد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.