صبح شد ساقی همان مستی شب دارم هنوز
خنده ها بر گریه های بی سبب دارم هنوز
غنچه گر دارد مرا گردون ز دلتنگی چه باک
خندهٔ بی اختیار زیر لب دارم هنوز
می کند با عشق، دل زورآزماییها هنوز
می رود دست و بغل چون موج با دریا هنوز
ضعف پیری شوق عشق و عاشقی از دل نبرد
می گشاید شیشه ام آغوش بر خارا هنوز
رنگ رعنایی که سرو جنت از وی برده فیض
بر زمین از سایهٔ خود ریزد آن بالا هنوز
ساقی از جام می اش مشت گلابی برفشان
شوخی او خفته در آغوش استغنا هنوز
می زند با قامت آن شوخ لاف همسری
شرم ناید سرو را با آن قد و بالا هنوز
رفت جویا آن گل رو از نظر زان رو مراست
مردمک چون لاله داغ چشم خون بالا هنوز
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از حال و هوای یک صبح بعد از شب پرمستی صحبت میکند. او هنوز مستی شب گذشته را در خود دارد و خندههایش بر گریههای بیدلیلش غلبه کرده است. شاعر به آرامشی که غنچه و جوانی میآورد اشاره میکند و میگوید که غم و دلتنگی را نمیتواند نادیده بگیرد. عشق در دل او زنده است و مانند موجی به حرکت در میآید. او از ضعف پیری و عمر نمیهراسد و هنوز شوق عشق در وجودش باقی مانده است. در تصویرسازیهایش به زیباییهای طبیعت و عشق اشاره میکند و وجود ساقی و شراب را به عنوان نمادهای لذت و شادمانی به تصویر میکشد. به طور کلی، شعر ترکیب احساسات عاشقانه، زیباییهای لحظه و شور زندگی را به نمایش میگذارد.
هوش مصنوعی: صبح شده و ولی من هنوز همان حال و هوای شب را دارم. لبخندهایم بر روی گریههایی که دلیلی ندارند، همچنان ادامه دارد.
هوش مصنوعی: اگرچه زندگی بر من سخت شده و غمها و دلتنگیها دور و برم است، اما با این حال، هنوز هم لحظههایی از شادی و خندههای ناخواسته در قلبم وجود دارد.
هوش مصنوعی: با عشق، دل همچنان با قدرت و استقامت خود میجنگد و هنوز هم مانند موجی که به دریا میرسد، به محبت و آغوش گرم میل دارد.
هوش مصنوعی: با وجود اینکه در دوران پیری و ضعف هستم، اشتیاق به عشق و عاشقی همچنان از قلبم نمیرود. هنوز هم روح و احساس من پر از شوق و آرزو است.
هوش مصنوعی: رنگ زیبای سرو بهشت، از آن بهرهمند شده و سایهاش بر زمین میریزد و هنوز هم این زیباییها در آن بالا وجود دارد.
هوش مصنوعی: ساقی، با جامی پر از شراب، مانند گلابی خوشبو از خود میریزد و این شوخی او به یادگار مانده، همچنان در آغوش بینیازی خوابیده است.
هوش مصنوعی: آن معشوق با قامت زیبا و دلربایش چنان جلوهگری میکند که حتی سرو بلند و خوشقامت نیز از او شرمنده میشود و به نظر میرسد که هنوز در برابر زیبایی او احساس کوچکبودن میکند.
هوش مصنوعی: گلی که در نظر داشت، از دور رفت و حالا من مانند لالهای هستم که داغ و اشک چشمم هنوز جاری است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
چشم آینه پرآب است از مثال من هنوز
سنگ راهم گریه می آید به حال من هنوز
بی تو از حد بگذرد در ضعف حال من هنوز
موی چشم آیینه را باشد مثال من هنوز
وادی رفتن ز خود طی کرده ام یکشب چو شمع
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.