نه در وصال و نه هجران بود قرار مرا
نه در خزان شکفد دل نه در بهار مرا
لباس دولت دنیاست بر تنم سنگین
نهال پانم و گردیده برگ بار مرا
صدای شیون زنجیر دارد اعضایم
شکسته است زبس بی تو روزگار مرا
چنان به بوی گل عارض تو خرسندم
که بی دماغ کند نکهت بهار مرا
ضیای دیدهٔ اهل بصیرتم جویا
اگرچه از نظر انداخت روزگار مرا
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به بیان حالتی از عدم آرامش و نرسیدن به مطلوب میپردازد. شاعر در توصیف احساساتش میگوید که نه در وصال و نه در جدایی آرامش ندارد و در هر دو حالت قلبش بیقرار است. او از سنگینی دنیای مادی شکایت میکند و میگوید که روزگارش به دلیل فقدان معشوقش سخت و طاقتفرسا شده است. شاعر به بوی عطر محبوبش اشاره میکند که او را شاداب میکند و همچنین به بینش و بصیرتی که دارد، اما روزگار در این راستا او را نادیده گرفته است. بهطور کلی، شعر تصویرگر نارضایتی عمیق و longing (تمایل شدید) شاعر از معشوق است.
هوش مصنوعی: نه در کنار معشوق آرامش دارم و نه در جدایی، نه دل من در پاییز میگشاید و نه در بهار.
هوش مصنوعی: دولت دنیا همچون لباسی سنگین بر تن من است و من درختی هستم که بار زیادی به خود گرفتهام.
هوش مصنوعی: صدای زنجیر مانند فریاد درد من است، اعضای من از شدت دوری تو شکسته شده و روزگارم به شدت سخت و تلخ است.
هوش مصنوعی: من چنان از بوی گل روی تو خوشحالم که عطر بهار حتی بویی از من نمیبرد.
هوش مصنوعی: درخشش نگاه افرادی که بینا و آگاهند، ادامه دارد، حتی اگر زمان مرا از چشمهایم دور کند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
برفت و بر سر آتش نشاند یار مرا
به پای حادثه افکند روزگار مرا
گر آشکار کند آب دیده راز دلم
میان آتش سوزان چه اختیار مرا
چنان نکرد کمند بلای عشقم صید
[...]
خوش است ناز تو ای سرو گل عذار مرا
نیاز پرور عشقم به ناز دار مرا
مگو به طرف چمن جلوه ریاحین بین
دلم اسیر تو با دیگران چه کار مرا
ز گشت باغ چه خیزد ز گل چه بگشاید
[...]
ز عشق هست به دل بار صد هزار مرا
هنوز شکر بود صدهزار بار مرا
گرم بود می گلگون ز ساقی گلرخ
به حور و کوثرت ای پارسا چه کار مرا؟
به بوسه ای که دهی و کشی منه منت
[...]
زبسکه داشتی ای گل همیشه خوار مرا
نماند پیش کسان هیچ اعتبار مرا
بسی امید بدل داشتم چو روی تو دید
زدست رفت و نیامد بهیچ کار مرا
عجب اگر نروم از میان که مجنون دوش
[...]
خیال بست که خون ریزد آن نگار مرا
فعان که می کشد آخر خیال یار مرا
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.