نباشد غیر عشق نیکوانم پیشهٔ دیگر
به غیر از وصل خوبانم به دل اندیشهٔ دیگر
بجز فکر وصال او که یارب باد روزافزون
به وصل او که نبود در دلم اندیشهٔ دیگر
اگر از تهمت یک شیشهٔ می محتسب ترسی
توانم بر تو بستن هر نفس صد شیشهٔ دیگر
جهان باشد چراگاه غزالان هوس جویا
بود ماوای ما شیران همت بیشهٔ دیگر


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل بر اهمیت عشق و وصال خوبان تأکید میکند و بیان میدارد که هیچچیز به جز عشق برایش ارزشمند نیست. او به شدت به یاد وصال معشوقش مشغول است و دیگر هیچ تفکری جز آن در دل ندارد. همچنین، وقتی به سد راه محتسب میرسد، اطمینان دارد که میتواند بر ترس خود غلبه کند و عشقش را ادامه دهد. در نهایت، شاعر به نوعی تقابل بین آرامش عشق و جاذبههای دنیوی اشاره میکند و زندگی را به شکارگاه و تلاش برای وصال میبیند.
هوش مصنوعی: عشق تنها شغل خوب من است و به جز وصل با عاشقان، فکر و اندیشهای دیگری ندارم.
هوش مصنوعی: غیر از اندیشهٔ رسیدن به او، ای کاش روز به روز بر این وصل افزوده شود، در دل من هیچ فکر دیگری وجود ندارد.
هوش مصنوعی: اگر بخواهم از ننگ و تهمت یک شیشه شراب محتسب بترسم، میتوانم در هر نفس بر تو صد شیشه دیگر ببندم.
هوش مصنوعی: دنیا مانند چراگاهی است برای غزالان که در پی هوسها و آرزوهای خود میگردند، اما مکان ما، شیران، جنگل دیگری است که همت و ارادهمان در آن قویتر است.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.