دلها بسی بر آتش حسنش سپند شد
تا ایمن آن جمال ز رنج گزند شد
دست هوس ز گیسوی مشکین او مدار
بر بام آفتاب توان زین کمند شد
از بسکه خورده خون دلم را بجای شیر
آهوی چشم او به همین بره بند شد
دامن زند تپیدن دل بسکه در برم
بر سر چو شمع شعلهٔ داغم بلند شد
از ماه و آفتاب ندانم ولیک شمع
بگشود تا نظر برخت پای بند شد
همچون پر مگس که بچسبد بر انگبین
دامان دل به خاک ره یاربند شد
جویا به غیر لعل دربار یار نیست
یاقوتیی که درد مرا سودمند شد
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر بیانگر عشق و زیبایی معشوق است. شاعر از شدت عشق و جذبهای که به معشوق دارد، سخن میگوید. او از آتش عشق و زیبایی معشوقش میگوید که دلها را میسوزاند و در عین حال، به خطرات و دردهای این عشق اشاره میکند. در این شعر، شاعر به زیبایی چشمان معشوق، دلتپشهای ناشی از عشق، و وابستگی عمیق خود به معشوق اشاره میکند. همچنین، او به این نکته میپردازد که جز زیبایی معشوق، چیزی دیگری نمیتواند او را آرام کند و دل او همیشه در انتظار دیدار اوست.
هوش مصنوعی: دلهای بسیاری به خاطر زیبایی او دچار آتش عشق شدند، اما او از درد و رنج دور مانده و در امان است.
هوش مصنوعی: بهتر است به وسوسهها و خواستههای خود اجازه ندهی که بر تو غالب شوند، زیرا آنها مانند کمند (تله) میتوانند تو را درگیر کنند و از مسیر درست دور کنند. این تو را از تابش نور حقیقت و آگاهی باز میدارد.
هوش مصنوعی: به خاطر غم و اندوهی که در دل دارم، دیگر نمیتوانم احساس خوشی و آرامش را تجربه کنم و به جای شیرینزبانیم، فقط به یک بره ساده تبدیل شدهام که به چشمان او وابستهام.
هوش مصنوعی: دل من آنقدر در سینهام میتپد که مانند شمعی که شعلهاش بالا میرود، داغ و پرشور شده است، به خاطر اینکه تو را در آغوش دارم.
هوش مصنوعی: نمیدانم نور ماه و آفتاب چه حسی دارد، اما شمعی که روشن شد، باعث شد تا به زیبایی تو چنگ بزنم و به آن خیره شوم.
هوش مصنوعی: مثل مگسی که به عسل میچسبد، دل من نیز به خاک راه عشق جذب شده است.
هوش مصنوعی: من جز به جواهر عشق یارم نمیاندیشم؛ هیچ سنگ قیمتی دیگری نمیتواند به درد من تسکین بخشد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
آن دم فلک بر آتش غیرت سپند شد
کز خوفِ خصم، در حرم، افغان بلند شد
تا از قبول عشق، سخن بهره مند شد
هر بیت ما کتابه ی طاق بلند شد
دستی که بود شکوه ز کوتاهی اش مرا
آخر به صید چون تو غزالی کمند شد
از چشم زخم فقر که عمرش دراز باد
[...]
از شیونی که در حرم آنگه بلند شد
دلهای قدسیان همگی دردمند شد
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.