تنها نه در ره تو مرا شمع آه سوخت
تا پیه چشم بود چراغ نگاه سوخت
دودش بهار عنبر دریای رحمت است
هر دل که او در آتش شرم گناه سوخت
زان جلوه ای که حسن تو امشب بکار برد
دیدم ستاره داغ شد از رشک و ماه سوخت
چون شمع زآتش دل شب زنده دار خویش
ما را شب فراق تو موی کلاه سوخت
ظالم مروتی بدل ناز پرورم
بیچاره در غم تو به حال تباه سوخت
آن را که نیست زنده چو جویا دلش به عشق
چون شمع بر مزار به لب مد آه سوخت
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر دربارهٔ عاشقانهای عمیق و چالشهای عشق و فراق است. شاعر از آتش عشق و دردهای ناشی از دوری معشوق سخن میگوید و اظهار میکند که عشقش همچون شمعی که در آتش میسوزد، او را میسوزاند. در این اشعار، زیبایی معشوق و حسادت آسمانیها نیز مطرح میشود. همچنین شاعر به حال زار و تباه خود در غم فراق اشاره میکند و به نوعی از ظلمی که بر او رفته، مینالد. در کل، شعر تصویرگر عشق پرشور و دلی سوخته از فراق است.
هوش مصنوعی: تنها در مسیر تو نیست که احساس سوختن دارم؛ زیرا وقتی که به چشمانت نگاه میکنم، حتی روشنایی نگاه من نیز میسوزد.
هوش مصنوعی: اگر کسی در آتش شرم ناشی از گناهان خود بسوزد، نتیجهاش بهار عطر و خوشبوئی مانند عنبر در دریای رحمت الهی است.
هوش مصنوعی: از زیبایی که امشب تو به نمایش گذاشتی، دیدم ستارهای به خاطر حسادت داغ شد و ماه نیز سوخت.
هوش مصنوعی: ما مانند شمعی هستیم که در دل شب میسوزد و شبهای بیخوابی را سپری میکند. در این شبهای دوری از تو، احساس سوختن و درد را تجربه میکنیم، بهطوریکه حتی کلاه ما نیز به یاد تو آسیب میبیند.
هوش مصنوعی: ای ستمکار، مروت و انصاف را کنار بگذار، من بیچاره با وجود محبت و ناز تو، در آتش غمهای تو سوختم و حالتی پریشان دارم.
هوش مصنوعی: کسی که زندگی نمیکند، دلش از عشق به مانند شمعی در کنار قبر میسوزد و آهی از دل به لبانش میرسد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.