زاهد از خشکی است کز مینا کند پهلو تهی
ساحل لب تشنه از دریا کند پهلو تهی
از نسیم حرف سرد این نصیحت پیشگان
شمع بزم ما مباد از ما کند پهلو تهی
شهرتش چون قاف بر اطراف عالم می دود
همچو عنقا آنکه از دنیا کند پهلو تهی
در هراسند اهل دل از صحبت دیوانگان
بحر از سیلاب از آن جویا کند پهلو تهی


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به انتقاد از زاهدانی میپردازد که از لذتها و زیباییهای زندگی کنارهگیری میکنند. او به تشبیه سواحل تشنه دریا اشاره میکند و میگوید چگونه این خشکی و فاصله از چیزهای دلپذیر، نقشی منفی دارد. همچنین، خطری که اهل دل از گفتگو با دیوانگان احساس میکنند را بیان میکند و از شور و شوق زندگیای میگوید که با فاصله گرفتن از دنیا فقط بیمعنا میشود. در نهایت، شاعر نشان میدهد که شهرت و اعتبار در دنیا معمولاً با خلوص واقعی درهم نمیآمیزد.
هوش مصنوعی: زاهد به خاطر دوری از لذتها و دلبستگیها، خود را از نعمتهای زندگی محروم کرده است. او مانند ساحل خالی از آب دریا است که از حیات و زیباییها بیبهره مانده و تنها در خشکی به سر میبرد. در واقع، او از وجود شراب و خوشیها دوری میکند و نتیجهاش تشنگی و ناکامیاش است.
هوش مصنوعی: نسیم ملایم این نصیحتهای بزرگترها را نشنوید، زیرا برگزاری مراسم ما را از سادگی و گرما دور میکند.
هوش مصنوعی: او مانند یک قاف، شهرتش در همهجا پخش میشود و همچون عنقا، کسی است که از دنیا جدا میشود و از آن دور میباشد.
هوش مصنوعی: اهل دل از همراهی با دیوانگان میترسند، همانطور که از طغیانی دریا میترسند. این ترس آنها به خاطر این است که ممکن است با خطر و مشکلاتی مواجه شوند.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
جام هیهات است از صهبا کند پهلو تهی
این حبابی نیست کز دریا کند پهلو تهی
آستانش سجده گاه سرفرازان می شود
هر که چون محراب از دنیا کند پهلو تهی
رفت بر باد فنا در یک نفس عمر حباب
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.