گنجور

 
جنید شیرازی

خوشا دلی که ز اسرار عشق آگاه است

خوشا تنی که به جان در سلوک این راه است

اگر ز معنی وحدت دلیل می‌طلبی

به دست خویش نظر کن که نقش الله است

مرا ز صحبت رندان خوش آمد آن معنی

که مرد مجلس ایشان نه طالب جاه است

در آن مکوش که بیگانه رانی از در خویش

بسا غریب که او آشنای درگاه است

ز اوستاد حقیقت شنیده‌ام رمزی

نداند این سخن الا کسی که آگاه است

که ای پسر چو بر این ره فتاده‌ای بینی

ز روی لطف بنه عذر او که اکراه است

مبین که مردم عالم خلاص خود طلبند

ولی هرآینه پیش آید آن چه در راه است

 
 
 
مشکلات اینترنت
امیر معزی

خدای عرش گواه و زمانه آگاه است

که دین عزیز به سلطان دین ملکشاه است

شهی که خاطر پاک و ضمیر روشن او

ز هر هنرکه خدا آفریده آگاه است

اگر به افسر و گاه است فخر هر ملکی

[...]

سلمان ساوجی

شب است و بادیه و دل، فتاده از راه است

ز چپ و راست، مخالف، ز پیش و پس، چاه است

مقام تهلکه است این ولی منم، فارغ

ز کار دل، که به دلخواه یار دلخواه است

مرا سری است که دارم، بر آستانه تو

[...]

شاه نعمت‌الله ولی

به هر چه می ‌نگرم نور طلعت شاه است

به هر طرف که روان می شوم همه راه است

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از شاه نعمت‌الله ولی
صائب

دلیل راه توکل امید کوتاه است

عصا ز دست فکندن عصای این راه است

سلیم تهرانی

بیا که وصل تو گل را بهار دلخواه است

چمن ز رخنهٔ دیوار، چشم بر راه است

به هرکجا روم از کوی او، دلم آنجاست

گدا به خانه، ولی کاسه بر سر راه است

مبین حقیر کسی را، که شمع در شب تار

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه