ساقیا مهلت ده روزه دوران هیچ است
جام جم ده که همه ملک سلیمان هیچ است
قصه نیک و بد و هر چه تو خوانی بر ما
باده پیش آر که افسانه دوران هیچ است
گنج قارون چه بود در نظر همت ما
که همه مملکت کسری و خاقان هیچ است
چون سر از دست بخواهد شدن ای یار عزیز
وقت خوش دار که فکر سر و سامان هیچ است
در ره عشق چه نازی به دلی یا جانی
تحفهای جوی که اینها بر جانان هیچ است
حاصل دنیی و عقبی چه بود پیش (جنید)
زآن که ملک دو جهان در خور مردان هیچ است



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.