حدیث عشق دردآمیز باشد
سماع شوق شورانگیز باشد
نسیم آن نفس کز مهر خیزد
چو باد صبح عنبربیز باشد
که باشد نوحهگر صاحب نصیبت
همه چشمی بر او خونریز باشد
هر آن مطرب که او عاشق نباشد
سماع او نه ذوقآمیز باشد
ز سوز سینه عاشق براندیش
که آن آتش به غایت تیز باشد
نیاز دردمندان غم عشق
ورای دانش و پرهیز باشد
خرابیی که خیزد اندر این راه
به از صد عابد شبخیز باشد
کجا سررشته وصل تو یابم
مگر لطف تو دستآویز باشد
(جنید) از خاک شیرازش همیشد
هوای خطه تبریز باشد



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
می اول جام صافیخیز باشد
به آخر جام دردآمیز باشد
کنار و بوسه اول چیز باشد
چو وقت آید دگرها نیز باشد
مکرر گرچه سحرآمیز باشد
طبیعت را ملال انگیز باشد
محبت گر چه شور انگیز باشد
غم و دردش نشاط آمیز باشد
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.