جنید شیرازی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۳۵

حدیث عشق دردآمیز باشد

سماع شوق شورانگیز باشد

نسیم آن نفس کز مهر خیزد

چو باد صبح عنبربیز باشد

که باشد نوحه‌گر صاحب نصیبت

همه چشمی بر او خون‌ریز باشد

هر آن مطرب که او عاشق نباشد

سماع او نه ذوق‌آمیز باشد

ز سوز سینه عاشق براندیش

که آن آتش به غایت تیز باشد

نیاز دردمندان غم عشق

ورای دانش و پرهیز باشد

خرابیی که خیزد اندر این راه

به از صد عابد شب‌خیز باشد

کجا سررشته وصل تو یابم

مگر لطف تو دست‌آویز باشد

(جنید) از خاک شیرازش همی‌شد

هوای خطه تبریز باشد