چند از فصل بهاران در کنار زنده رود
نغمه نای عراقی با نی و آواز رود
بر سر پل عاشقی دیدم که رودی مینواخت
اشک خون از دیده میبارید و میگفت این سرود
چون بود حال غریبان در فراق رود خویش
سیل میراند ز چشم و باد میآرد ز رود
بر کنار زنده رود آخر کجا دل خوش کنم
رود رفته از کنار و در کنار از دیده رود
ای گل خندان که بگذشتی چو باد نوبهار
بادت از ما دم به دم هر بامداد و شب درود
چون (جنید) آن کس که سر بر خدمت پیران نهد
کی به تاج خسروی آرد سر خدمت فرود



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.