گنجور

 
جنید شیرازی

چند از فصل بهاران در کنار زنده رود

نغمه نای عراقی با نی و آواز رود

بر سر پل عاشقی دیدم که رودی می‌نواخت

اشک خون از دیده می‌بارید و می‌گفت این سرود

چون بود حال غریبان در فراق رود خویش

سیل می‌راند ز چشم و باد می‌آرد ز رود

بر کنار زنده رود آخر کجا دل خوش کنم

رود رفته از کنار و در کنار از دیده رود

ای گل خندان که بگذشتی چو باد نوبهار

بادت از ما دم به دم هر بامداد و شب درود

چون (جنید) آن کس که سر بر خدمت پیران نهد

کی به تاج خسروی آرد سر خدمت فرود

 
 
 
مشکلات اینترنت
بلند اقبال

مردمان بینند کز چشمم همی خون می رود

کس نداند از کجا می آید وچون می رود

پر شود دامانم از یاقوت و مرجان و عقیق

چون حدیثی بر لبم ز آن لعل میگون می رود

روی مه زآن پر کلف شد وآسمان زآن نیلگون

[...]

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از بلند اقبال
مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه