گنجور

 
جنید شیرازی

چند از فصل بهاران در کنار زنده رود

نغمه نای عراقی با نی و آواز رود

بر سر پل عاشقی دیدم که رودی می‌نواخت

اشک خون از دیده می‌بارید و می‌گفت این سرود

چون بود حال غریبان در فراق رود خویش

سیل می‌راند ز چشم و باد می‌آرد ز رود

بر کنار زنده رود آخر کجا دل خوش کنم

رود رفته از کنار و در کنار از دیده رود

ای گل خندان که بگذشتی چو باد نوبهار

بادت از ما دم به دم هر بامداد و شب درود

چون (جنید) آن کس که سر بر خدمت پیران نهد

کی به تاج خسروی آرد سر خدمت فرود

 
 
 
مشکلات اینترنت