خیز ای آیینهرخ می آر با صد طنطنه
کاینک از آب آورد دی چون سکندر آینه
ساغری خور زآب رز بیهوده در قاقم مخز
کز خز افزون است رز را طمطراق و طنطنه
روزن دل ساز سد از شیشهٔ آب رزان
سود ندهد در خزان از شیشهٔ سد روزنه
ایمن و ایسر منه منقل که باید در شتا
باده بر میسره آتش رخی در میمنه
در حقیقت دهر اکنون شد به میخواران بهشت
کز ستبرق فرش بینی دشت و کوه و دامنه
چیست خرگاه و بنه در برف ران اسب شکار
یک صراحی می به از هفتاد خرگاه و بنه
خسروی جام از سیاوش خون منه یک دم تهی
خاصه در اسفند و بهمن ویژه در بهمنجنه
در تصنع ابر را بین کز بخارات زمین
آورد سیماب و زو سیمین نماید امکنه
گویی از این زیبقافشانی صناعت کرده کسب
از صنیع الدوله ابن اعتماد السلطنه
آن خداوندی که از ادراک نغز و هوش مغز
فخرها دارد زمان شخص او بر ازمنه
خوی بامردی گرفته ذاتش اندر عهد مهد
مشنو این مجبول مردی بگذرد زان شنشنه
ای تو بعد از فرض حق در کار شه نشناخته
روز را از هفته هفته ز مه مه از سنه
آری این سان چاکری باید ملک را مست امر
نه کسی کز فرط لهو آرد به دور دن دنه
در غنایی فکر محتاجان خلاف آنکه گفت
سیر را نبود غم از آسیب حال گُرسَنه
وقت حلمت گرچه از موری کشی سختی ولیک
گاه خشمت یال دزدد شیر دشت ارژنه
تا زند دور آفتاب اندر بروج آسمان
آسمانت آستان و آفتابت مدخنه
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به تمجید از زیباییها و لذتهای زندگی پرداخته و از سادگی و بیفکری انتقاد میکند. شاعر به تصویر کشیدن زیبایی طبیعت و لذت نوشیدن شراب اشاره میکند و از تقلید و دستساختههای مصنوعی مینالد. همچنین بر اهمیت درک و شناخت در زندگی تأکید میکند و بر ضرورت خدمت به جامعه و ملک تاکید دارد. در نهایت، بر لزوم درک شرایط مختلف زندگی و عدم غرق شدن در لذتهای زودگذر تأکید میشود.
هوش مصنوعی: برخیز ای چهرهی زیبای من، با جلال و شکوهی خود را نشان بده، زیرا حالا از آب بیرون آمدهایم و چون سکندر، آینهای را به نمایش میگذاریم.
هوش مصنوعی: نوشیدن آب گلسرخ بیفایده است؛ چون در ظرفی که در آن قرار دارد، زیبایی و شکوه گل سرخ کمتر از خود گل است.
هوش مصنوعی: دریچهای که به دل ما راه دارد، در برابر سدی از شیشه، در روزهای خنک پاییز، به ما سودی نمیرساند.
هوش مصنوعی: در اینجا گفته شده که باید در شرایط سخت و در زمان سرما از راحتی و امنیت خود مراقبت کنیم و در عین حال برای روشن کردن آتش به سمت راست برویم. در واقع، تأکید بر حفظ راحتی و امنیت در مواقع دشوار و توجه به راه درست در زندگی است.
هوش مصنوعی: در واقع، در حال حاضر زندگی به گونهای است که برای مینوشان، بهشتی به وجود آمده است، زیرا اگر به اطراف نگاه کنی، زمین و کوهها و سرزمینها را پوشیده از نعمتها و زیباییها میبینی.
هوش مصنوعی: نوشیدن یک جام شراب منزوی در دل برف و در حال شکار، به مراتب بهتر از داشتن هفتاد منزل و اقامتگاه است.
هوش مصنوعی: خسرو، آنکه جام عشق را از سیاوش به ارث برده است، لحظهای هم نباید بیمقدار شود، بهویژه در ماههای اسفند و بهمن، بهویژه در زمان بهمنجنه.
هوش مصنوعی: ابر را ببین که چگونه با بخارهای زمین به وجود آمده و نمایی نقرهای به مکانها میبخشد.
هوش مصنوعی: به نظر میرسد که این زیبایی و جلوهگری، مانند هنری است که توسط شخصی به نام صنیع الدوله ابن اعتماد السلطنه ساخته شده است.
هوش مصنوعی: آن خدای بزرگواری که فخرش به علم و فهم و هوش انسانهاست، زمان و شخصیت او در مقایسه با زمانهای دیگر بینظیر است.
هوش مصنوعی: او از ویژگیهای مردانگی برخوردار است و در زمان طفولیت این خصلت را به دست آورده است. بنابراین، این شخص نباید با شنوندگان اندکتوجه، تحت تأثیر قضاوتهای سطحی قرار گیرد.
هوش مصنوعی: ای شخصی که در امور خود به حق و حقیقت توجه نمیکنی، روز را از هفته و ماه را از سال نمیتوانی تشخیص دهی.
هوش مصنوعی: برای خدمت به ملک و حکومت، باید کسی باشد که در پی سرگرمی و خوشگذرانی نباشد و به جای آن، کاملاً در پی انجام وظایف خود باشد.
هوش مصنوعی: در زیبایی، ذهن نیازمندان را در نظر بگیر، زیرا مانند آنچه گفته شده، سیر (فرد سیر) از مشکلات و دردسری که گرسنهها دارند، بیخبر است.
هوش مصنوعی: زمانی که صبر و بردباری تو باعث میشود که از یک مورچه هم زجر بکشی، اما هنگامی که خشمگین میشوی، قدرت و شجاعت تو همچون یال یک شیر در دشت ارژنه نمایان میشود.
هوش مصنوعی: تا زمانی که خورشید در برجهای آسمانی گردش میکند، تو نیز در آستانهات، در سایهی تابش آن قرار داری.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
رسم بهمن گیر و از نو تازه کن بهمنجنه
ای درخت ملک! بارت عز و بیداری تنه
اورمزد و بهمن و بهمنجنه فرخ بود
فرخت باد اورمزد و بهمن و بهمنجنه
بر سرانگشت معشوقان نگر سبزی حنا
[...]
ای خداوندی که گردون با همه فرمان دهی
میکشد از بندگانت صد هزاران سلطنه
پاسبان بام قدرت آسمان دیده ور
مفرد درگاه جاهت آفتاب یک تنه
می درآری از کمال عاطفت دستی بسر
[...]
ای لبت بر خون مردم تشنه چشمت گُرسَنه
آن به بیداری بریزد خون و آن اندر سنه
جوشن ترکان غازی آهنین شد تا کمر
بر تو عنبر شد زره از فرق سر تا پاشنه
مردم دیده غلط پنداشت خطی بر رخت
[...]
شرزه شیر بیشهٔ مردی شجاعالسلطنه
کز هراسش خون خورد ارغنده شیر ارژنه
در خراسان میرزا صدرای نجدالسلطنه
کرده بیدادی که اندر گله گرگ گرسنه
گر خراسان جان برد از دست روس و انگلیس
جان نخواهد برد از بیداد نجدالسلطنه
چارتن در چار موقع بی محابا بیدرنگ
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.