عید اضحی شد و از دولت این جشن جلیل
حا ج را کوی خلیل است و مرا روی خلیل
کوی جائیست زگل جنانیست زدل
آن پر از خان خلیل آن دگر از جان جلیل
گرد زمزم زده صف حاج و خلیلی است مرا
که بود با ذقنش جامه زمزم در نیل
گر خلیلی که مرا هست بهاجر گذرد
نه عجب گر کشد اندر قدمش اسماعیل
حجرالاسود اگر خال بحالش نکرد
آوردسجده چو بر بار خدا عبد ذلیل
حلقه کعبه اگر چنبر جعدش بیند
شود از حلقه بگوشان خروشان و دخیل
ای خلیل دل عاشق که بکوی تو زشوق
خویش را میش صفت ساخته قربان جبریل
عید قربان شد و من نیز برآنم که چو حاج
بندم احرام و سوی کعبه زنم طبل رحیل
گر بدوران امیر الامرا ننهم حج
پس در ایام که این رتبه نمایم تحصیل
چاکران دارم در پایه چو پرویز بزرگ
مرکبان دارم در پویه چو شبدیز اصیل
هم توانم که نهم تخت به یثرب از عاج
هم توانم که زنم هودج تا مکه بفیل
در منی با در و یاقوت نمایم جمرات
درحرم از مه و خورشید فرازم قندیل
بچه ترسایان گیرم بغنیمت از روم
که بود بر رخشان خط چو بزیبق انجیل
خرد سال اسبان آرم بهدیت از نجد
که کند برق زگرد رهشان دیده کحیل
از سقایت قدح حاج کنم مالامال
وزعمارت بصفا حصن کشم میلامیل
زی عراقی برم از لعل مرصع موزه
بحجازی دهم از سیم مطرز مندیل
اسبهائی بجنیبت رودم در موکب
که بدرند دل وگوش فلک را بصهیل
دیگهائی بخورش جوشدم اندر مطبخ
که از او بهره برد منعم وابنای سبیل
باری این قدر چو از من بظهور اید بذل
حاج را جوش تحیر فکند در تخییل
این بدان گوید این نیست مگر حضرت خضر
که خدایش بتفضل سوی ما کرده دلیل
آن بدین گوید اینگونه که پیمایدکیل
این بشر نیست همانا که بود میکائیل
عربان از عجمان پرسند از روی عجب
کیست این مرد که حاتم ببر اوست بخیل
گنج یابیده کس این طور نبخشد بطرب
مال دزدیده کس اینسان ندهد با تعجیل
می ندانند که این حشمت و این مکنت و ساز
جمله در یک صله ام داده براهیم خلیل
و آن کرمها که بمن کرده اگر شرح دهم
همه گویند امیر است و یا دجله نیل
آفتاب فلک یزد و ستوده یزدان
که بود بر سرش از پور ملک ظل ظلیل
کلک را پنجه او چون کف موسی و عصا
ملک را مقدم او چون دم عیسی و علیل
از ازل آدم بالنده بدین راد خلف
تا ابد حوانازنده از این پاک سلیل
خامه اش را بصریر است دم روح قدس
صارمش را بنهاد است فر عزرائیل
بحر وکان روزی همدست شدند از در شور
که توانند مگر جود ورا گشت کفیل
او بدرپاشی و زر بخشی بگشاد چو کف
آنچه خواندند کثیرش نبد الا که قلیل
مهچه رایت او کرد بهر سو اقبال
چرخ صد جای بخاک اوفتدش بر تقبیل
ای امیری که بر او رنگ چو بفروزی چهر
مهر و مه پیش تو بر رشوه سپارند اکلیل
دست حق در صدف قدرت خود تا بکنون
گوهر ذات تو را هیچ نپرورده عدیل
دل تو سر سویدای ملک راست امین
رای تو ملک فلک پهنه شه راست وکیل
دست تدبیر تو آنجا که شود عقده گشا
دیگر از جانب تقدیر نه قال است و نه قیل
دولت فرخ تو نایبه را سیل بنا
فکرت متقن تو حادثه را سد سبیل
تا بهر سال همی درگه حج ناسک را
زاستلام حجر اسلام پذیرد تکمیل
دور بدخواه تو از کاهش ادبار قصیر
عمر احباب تو زافزایش اقبال طویل
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در شعر خود به جشن عید قربانی اشاره میکند و در این زمینه از عبادتها و مناسک حج صحبت میکند. او حس شوق و عشق به کعبه و خلیل الله ابراهیم را بیان میکند و از زیباییهای دلانگیز سفر حج و قربانی یاد میکند. شاعر همچنین ثروت و عظمت خود را به عنوان هدیهای از طرف ابراهیم خلیل میداند و از کرم و بخششهای خود سخن میگوید. او به تواضع و عشق به خداوند و شخصیتهای بزرگ مذهبی اشاره میکند و در پایان به دعا و آرزوی برکت و افتخار برای خود و دوستانش پرداخته و امیدی به آیندهای روشن از نظر دین و معنویت دارد.
هوش مصنوعی: عید قربانی فرارسیده و این جشن بزرگ که نشانی از خوشبختی و برکت دارد، به محلی که حضرت ابراهیم (خلیل) در آنجا زندگی میکرد تعلق دارد و من نیز به آن مکان نزدیک هستم.
هوش مصنوعی: محل یاد شده، جایی است پر از زیبایی و عشق، که در آن دلها برای همدیگر میتپند. یکی از سوی، خانهای پر از محبت و صفا وجود دارد و از سوی دیگر، روحی والا و بزرگ در آن برقرار است.
هوش مصنوعی: خاکی که در کنار چشمه زمزم است، صف افرادی شبیه به حاجیها و خیلها را به یاد من میآورد. آیا او با چهرهاش که چونانی است، در نیل از جامهای به رنگ زمزم استفاده کرده است؟
هوش مصنوعی: اگر خلیلی به نام خلیل از کنار من بگذرد، جای شگفتی نیست که اسماعیل در پی او باشد و قدمهای او را دنبال کند.
هوش مصنوعی: اگر حجرالاسود را هم که خال بکند، باید در برابر خداوند به سجده بیفتد، مثل بندهای که در برابر پروردگارش ذلیل و خوار است.
هوش مصنوعی: اگر زیباییهای کعبه را با گیسوانش در نظر بگیریم، از حلقه آن با صدای بلند و با شوق و اشتیاق یاد میشود و به عشق و محبت آن در میپیوندیم.
هوش مصنوعی: ای دوست دلباخته که به خاطر عشق تو، با شوق و ذوق تمام به کوی تو میآیم، مانند اسبی که برای رسیدن به تو تلاش میکند و خود را فدای جبرئیل میکند.
هوش مصنوعی: روزی عید قربان است و من هم تصمیم دارم که مانند حجاج، لباس احرام به تن کنم و به سمت خانه کعبه حرکت کنم.
هوش مصنوعی: اگر در زمان امیرالمؤمنین نتوانم به زیارت حج بروم، پس در روزگاری که به این مقام برسم تلاش میکنم تا به این هدف نائل شوم.
هوش مصنوعی: من همراهان و خدمتگزارانی دارم که همچون پرویز بزرگ هستند و سواران من نیز در حرکتی همچون شبدیز اصیل و قدیمی هستند.
هوش مصنوعی: من میتوانم تختی از عاج را به یثرب ببرم و همچنین میتوانم هودجی بسازم که تا مکه با فیل بروم.
هوش مصنوعی: در وجود من، ارزش و زیبایی مانند در و یاقوت وجود دارد و من در حرم خدا، با نور ماه و خورشید، چراغی روشن و درخشان میسازم.
هوش مصنوعی: اگر بتوانم از ترسویان چیزی به دست آورم، چه خوب خواهد بود، زیرا بر چهرهشان نشانهای از زیبایی شگفتانگیز وجود دارد که شبیه به چیزهای وصفناپذیر در کتاب مقدس است.
هوش مصنوعی: به آرامش سالهای جوانی اسبها در سرزمین نجد توجه کن، زیرا که نور برق درخشان، از غبار ره آنها نمایان میشود.
هوش مصنوعی: من از مینوشی که با محبت مرا سیراب کند درخواست میکنم و از زیباییهای کاخ و عمارت، نهایت لذت را میبرم.
هوش مصنوعی: از عراقی میخواهم که از جواهرات زیبا و رنگین به من هدیه دهد و من این هدیه را با دستمال نقرهای زیبا به زیبایی هدیه میکنم.
هوش مصنوعی: اسبهای من در کنار رود جاری بر فرشی از موکب حرکت میکنند و صدای آنها به قدری بلند است که دل و گوش آسمان را میخراشد.
هوش مصنوعی: در روزهایی که در تنور خورش میجوشیدم و از آن غذا میپختم، خوشبختی و خوشحالی من و فرزندانم در آن نهفته بود.
هوش مصنوعی: به هر حال، زمانی که از من تجلی کند، درخواست نیازمندیها در ذهن ایجاد شگفتی و سردرگمی میکند.
هوش مصنوعی: این به ما میگوید که تنها کسی که میتواند این مشکل را حل کند، حضرت خضر است که خداوند با لطف و مهربانیاش او را به سوی ما فرستاده تا راهنماییمان کند.
هوش مصنوعی: این شخص به این شکل میگوید که اگر چیزی در مورد انسان وجود داشته باشد، در حقیقت، آن بزرگمقدار وجود میکائیل است.
هوش مصنوعی: عربها از عجمان با تعجب میپرسند: این مرد کیست که حاتم طایی که معروف به generosity و سخاوتش بوده، در برابر او بخیل به نظر میرسد؟
هوش مصنوعی: کسی که گنجی را پیدا کرده، اینطور آن را نمیبخشد و فردی که مالی دزدیده، اینگونه با شتاب به کسی نمیدهد.
هوش مصنوعی: این افراد نمیدانند که تمام این بزرگی و ثروت و نعمتهایی که دارم، به خاطر ارتباط و پیوند من با ابراهیم خلیل است.
هوش مصنوعی: اگر بخواهم از مهربانیها و لطفهایی که نسبت به من شده صحبت کنم، همه خواهند گفت که اینها یا کار امیر است یا معجزهای شبیه به نیل (رود نیل).
هوش مصنوعی: خورشید آسمان یزد و ستوده پروردگار است و بر بالای سرش سایهای از جانب شاهزادگان وجود دارد.
هوش مصنوعی: دست او مانند دستان موسی برنده و مؤثر است و عصایش نسبت به پادشاهی مانند دم عیسی و شفا بخشی او به بیماریهاست.
هوش مصنوعی: از آغاز خلقت، آدم به همین زیبایی و شگفتی خلق شده و فرزندانی مانند او تا همیشه به دنیا میآیند و از این نسل پاک و نیکو به دنیا میآیند.
هوش مصنوعی: خطاب به قلم است که در دم و روح قدس، توانایی و قدرتی بینظیر دارد و مانند آن است که عزرائیل، فرشته مرگ، آن را بر روی سرش قرار داده است. این اشاره به عظمت و تاثیرگذاری قلم دارد که میتواند روح را به پرواز درآورد و الهامبخش باشد.
هوش مصنوعی: در گذشته، دریا و روز به هم پیوستند و از میان هیجان به این نتیجه رسیدند که آیا میتوانند دست به کاری بزنند، و در نهایت، بخشندگی را به عنوان مسئول خود انتخاب کردند.
هوش مصنوعی: او با زیبایی و بخشندگی، دروازهای را گشود. هیچیک از آنچه که گفتهاند زیاد نیست، مگر اینکه اندکی باشد.
هوش مصنوعی: ماه به گونهای برپاکرد که در هر سمت، بخت و اقبال چرخ به سوی او جلب شود و او در صد جا بر خاک افتاده و مورد تأکید قرار گیرد.
هوش مصنوعی: ای امیر، چهرهات مانند رنگی است که وقتی بر آن تابیده میشود، مانند تابش خورشید و ماه درخشان میشود. دیگران آمادهاند که برای تو تاج و گوهری گرانبها بیاورند.
هوش مصنوعی: به دست خداوند، در درون صدف قدرتش، تا کنون هیچ مرواریدی شبیه به تو را پرورش نداده است.
هوش مصنوعی: دل تو مانند گنجینهای است که از آن به خوبی محافظت میشود. نظر و اندیشههای تو به مانند فرشتگان در آسمان بر پهنه فرمانروایی حاکم است و تو به عنوان نماینده و وکیل آن کشور به حساب میآیی.
هوش مصنوعی: زمانی که تدبیر و تدبیر کردن تو باعث حل مشکل یا گرهای میشود، دیگر نمیتوان گفت که مقدرها چه خواهند بود یا بهانههایی از طرف تقدیر وجود دارد. در واقع، وقتی تو با فکر و تدبیر خود راهی را باز میکنی، حرفها و گفتوگوهای بیمورد هیچ معنایی ندارند.
هوش مصنوعی: خوشبختی و موفقیت تو مانند سیلابی است که با تفکر محکم تو، موانع و حوادث را از سر راه برمیدارد.
هوش مصنوعی: هر سال، خانهی خدا در موسم حج، پذیرای زائران است و آنان با انجام مناسک، به تکمیل ایمان خود میپردازند.
هوش مصنوعی: دشمنان تو به خاطر عمر کوتاه دوستانت دور میشوند و از سوی دیگر، خوشبختی آنها به خاطر افزایش شانس و فرصتهای خوب طولانیتر میشود.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
سایه افکند مه روزه و روز تحویل
روز مسعود مبارک مه میمون جلیل
سایهای نه که شود از رخ خورشید خجل
سایهای نه که بود بر در خورشید ذلیل
سایهای کز مدد مد سوادش دادست
[...]
مرو مایل به قد تست چه حاجت به دلیل
همه دانند که الجنس الی الجنس یمیل
آن خط سبز و لب لعل کزان سیری نیست
سبزی خوان خلیل است و نمکدان خلیل
مینماید رخت افروخته تر از سر زلف
[...]
ترک چشمت صنما گر چه علیل است علیل
لیک هر جا نگری خیل قتیل است قتیل
بار هجرت بدل زار گرانست گران
گو بنه کوه که بالله نه ثقیل است ثقیل
آب حیوان که سکندر زپیش رفت و نیافت
[...]
نه مرا دولت دنیا نه مرا اجر جمیل
نه چو نمرود توانا نه شکیبا چو خلیل
با رقیبان کف ساقی به می ناب کریم
با غریبان لب جیحون به دمی آب بخیل
بنه و بار به شبگیر درافگنده به راه
[...]
نکند گوهر او جز بعطا هرگز میل
نی بود گوهر او اصل و عطایش بطفیل
طبع او چون یمنی کش بود از جود سهیل
زایر از حضرت او جسته همی لعل بکیل
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.