گنجور

شمارهٔ ۶۲

 
جامی
جامی » دیوان اشعار » واسطة العقد » غزلیات
 

چشم منی بر همه کس روشن است

خانه تو خانه چشم من است

سینه ز تو روزن و چشم دلم

بهر تماشای تو بر روزن است

دل به درت محرم و جان نیز هم

محنت هجر تو همه بر تن است

زاد دو صد غم شب هجر توام

راست بود آنکه شب آبستن است

سوخته هجر تو و کنج غم

زاویه گلخنیان گلخن است

زآتش تو خرمن خوبان بسوخت

خال تو یک دانه ازان خرمن است

قاعده عشق ز جامی طلب

زانکه درین مسئله صاحب فن است



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفتعلن مفتعلن فاعلن (سریع مطوی مکشوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

شکرستان