گنجور

شمارهٔ ۴۸۳

 
جامی
جامی » دیوان اشعار » واسطة العقد » غزلیات
 

چو گرد ماه خط مشکبو بگردانی

دلی ز راه به هر تار مو بگردانی

چگونه روی تو بینم چو بهر دیدن تو

به هر طرف که کنم روی رو بگردانی

نمی رسد به تو هیچ ارزو چو جلوه کنی

رخم ز قبله هر آرزو بگردانی

به هر فتاده بود خوی تو نکوکاری

به بخت ما چو رسد کار خو بگردانی

بدان هوس که به کویت رسم خوشم که مرا

کشان کشان چو سگان کو به کو بگردانی

به باده سرزنشم چند زاهدا چه شود

که سنگ خود ز سر این سبو بگردانی

نیافت ره به تو جامی به گفت و گوی آن به

که روی او ز ره گفت و گو بگردانی



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

گنجینهٔ گنجور