گنجور

شمارهٔ ۴۷۶

 
جامی
جامی » دیوان اشعار » واسطة العقد » غزلیات
 

دل مرا ز هزار آرزو بگردانی

درآرزوی خودم کو به کو بگردانی

ز قبله روی بگردانیم که رو به من آر

به روی تو چو کنم روی رو بگردانی

چه باک ازانکه نیابم تو را ازان ترسم

که روی من ز ره جست و جو بگردانی

به رخ چو جعد مسلسل نهی هزاران دل

ز راه عقل به هر تار مو بگردانی

دهانت دایره لطف را شود مرکز

به گرد گل چو خط مشکبو بگردانی

خدای بین نیی ای پارسا که دل دهدت

که چشم خویش ز روی نکو بگردانی

نمیرد آتش جامی به ساغر ای ساقی

به دور او چه شود گر سبو بگردانی



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

دریای سخن