گنجور

شمارهٔ ۴۷۳

 
جامی
جامی » دیوان اشعار » واسطة العقد » غزلیات
 

دی آن چه شکل بود که از ره برآمدی

بر دیده جلوه کردی و در جان درآمدی

رفتی و بود روی تو از مهر و ماه به

منت خدای را که ازان بهتر آمدی

بیمار بودم از غم هجران طبیب وار

پا رنجه ساختی و مرا بر سر آمدی

تا جان دمی به قالب جان داده فراق

همچون مسیح با دم جان پرور امدی

رفتار تو ز خسته دلان جان همی برد

جانها فدات بر روش دیگر آمدی

نبود به راه تو ز لطافت نشان پای

گویی فرشته وار به بال و پرآمدی

جامی نوشت بهر تو دیوان خود چو دید

کز خیل نو خطان همه سردفتر آمدی



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

گنجینهٔ گنجور