ای به بالا بلای جان همه
کوته از وصف تو زبان همه
آسمان است قبله حاجات
آستان تو آسمان همه
چون تو نازک میان بسی دیدم
تو دلم بردی از میان همه
بود شهر از شکرفروشان پر
بست لعل لبت دکان همه
هر کست بی وفا گمان می برد
شد یقین عاقبت گمان همه
چون فتیله چراغ داغ توراست
شعله زن مغز استخوان همه
از کهن عاشقان مگو جامی
کرده ای نسخ داستان همه
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از معشوقی که در نظرش بینظیر و برجسته است، سخن میگوید. او بیان میکند که توصیف معشوق برای او بسیار سخت و دشوار است و هیچ چیز نمیتواند عظمت او را به درستی بیان کند. شاعر آستان معشوق را همانند آسمان میداند که محل برآورده شدن حاجات است. او همچنین اشاره میکند که معشوقش از دیگران متمایز و دلربا است و لذتها و احساسات عمیق عاشقانه را تجربه کرده است. در نهایت، شاعر تأکید میکند که عشقش به معشوق، داستانی جاودانه و بیپایان است.
هوش مصنوعی: ای کسی که در بالا هستی و جان همه به تو بستگی دارد، زبان همه از تو توصیف کوتاه است و ناتوان.
هوش مصنوعی: آسمان در واقع حضور و عظمت تو را نشان میدهد و تمام آرزوها و نیازهای من به تو وابسته است.
هوش مصنوعی: هرچند که خیلیها را دیدهام، اما لطافت و زیبایی تو باعث شده که دل من به سمت تو برود و از دیگران دور شوم.
هوش مصنوعی: شهر پر از افرادی است که شکر میفروشند و دکانها همه به زیبایی لبهای تو مجذوب شدهاند.
هوش مصنوعی: هر کسی که به بی وفایی متهم میشود، در نهایت به یقین میرسد که این فقط یک گمان بوده است.
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که همانطور که فتیله چراغ در اثر داغی و حرارت، شعلهای ایجاد میکند، احساسات و عواطف عمیق نیز باعث میشود که انسان به شدت تحت تاثیر قرار بگیرد و وجودش در آتش اشتیاق و هیجان بسوزد. به عبارت دیگر، درد و شوق درونی انسان، مانند شعلهای سوزان، بر روح و وجود او اثر میگذارد.
هوش مصنوعی: از عاشقان قدیمی نپرس که چه جامی نوشیدهاند، زیرا تمام داستانها تکراری و فراموش شدهاند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ناگهان گ م شد از میان همه
تا رهد از دل اندهان همه
ای هوای تو کام جان همه
وی غمت مونس روان همه
آفتاب جمال رخسارت
کرده روشن سرای جان همه
حرف موهوم نقطهٔ دهنت
[...]
ای غمت راحت روان همه
بفدای غم تو جان همه
عارضت شمع محفل خوبان
قامتت سر و بوستان همه
خنده یی کرد پسته دهنت
[...]
صفت اوست در زبان همه
سخن اوست ورد جان همه
مطبخش قوت بخش جان همه
بهره ور گشته زان روان همه
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.