گنجور

شمارهٔ ۴۲۲

 
جامی
جامی » دیوان اشعار » واسطة العقد » غزلیات
 

هست انجمن ما چمنی پر گل و لاله

گل عارض ساقیست دراو لاله پیاله

افسرده چو ژاله ست نگهدار خدایا

از ساحت این تازه چمن آفت ژاله

باشد سخن عشق یکی لیک گرفته

عارف ز دل صافی و واعظ ز رساله

می ده که گره شد به دلم غصه ایام

آب است دوا چون به گلو ماند نواله

خطی که مرا می رسد از دولت عشقت

رنج همه روز است و بلای همه ساله

گر ناخوشی از دادن یک بوسه به جانی

پیش آر لبت تا کنم این بیع اقاله

جامی مطلب جودت شعر از مدد فکر

کین کار به امداد الهیست حواله



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

کتابخانهٔ گنجور