گنجور

شمارهٔ ۳۶۵

 
جامی
جامی » دیوان اشعار » واسطة العقد » غزلیات
 

از نهانخانه وصل تو جدا افتادم

بین کجا بودم ازین پیش و کجا افتادم

جانم از سطوت بی چونی تو بی چون بود

دور ماندم ز تو در چون و چرا افتادم

اصل هر نغمه که باشد نفس رحمت توست

من ازان نغمه اصلی چو صدا افتادم

داشتم با تو فراغت ز بلی و ز بلا

یک بلی گفتم ودر دام بلا افتادم

بودم از هستی خود تیره دل و تشنه جگر

روی تو دیدم و در بحر صفا افتادم

نیست جایی ز تو خالی به تمنای تو بود

که درین هاویه حرص و هوا افتادم

جامی از جام می عشق توام ای ساقی

دست من گیر به جامی که ز پا افتادم



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

گنجور را در اینستاگرام دنبال کنید.